5 دقیقه
اگر ماهیانه ۲۰۰ دلار پرداخت کنید ممکن است فکر کنید رباتی پریمیوم دریافت میکنید. اما در باطن، همین هزینه ماهیانه میتواند برای شرکت ارائهدهنده مدل به هزینهای بسیار بزرگتر تبدیل شود. سِمیآنالیز موارد استفاده سنگین را در سطوح پولی OpenAI و Anthropic بررسی کرد و ارقام... چشمگیر هستند.
تصور کنید کاربری پیشرفته در حال اجرای وظایف طولانی برنامهنویسی و جریانکارهای مبتنی بر عامل است تا سقفهای هفتگی تمام شود. یک پرامپت کوتاه؟ هزینه کم. عاملهای هماهنگشده که تکرار میکنند، از ابزارها استفاده میکنند و دوباره پرامپت میفرستند؟ شمار توکنها منفجر میشود. سِمیآنالیز برآورد میکند که یک اشتراک کامل چتجیپیتی پرو ۲۰ برابر با قیمت ۲۰۰ دلار در ماه میتواند معادل حدود ۱۴٬۰۰۰ دلار هزینه توکن در سطح API برای OpenAI باشد. برای Anthropic، کلود مکس ۲۰ برابر با همان قیمت میتواند حدود ۸٬۰۰۰ دلار هزینه داشته باشد.
این ارقام یک چیز را روشن میکنند: قیمت اعلامشده اشتراک تقریباً چیزی درباره اقتصاد زیرین نمیگوید. اینکه ارائهدهنده چقدر سریع به سودآوری میرسد کمتر به مبلغ دلاری پرداختی کاربر بستگی دارد و بیشتر به کارایی مصرف محاسباتی و توکنهای آن کاربر مرتبط است.

نقاط سر به سر زودتر از آنچه فکر میکنید فرامیرسند. مدلسازی سِمیآنالیز نشان میدهد طرحهای کلود پرو و کلود مکس ۵ برابر Anthropic تنها زمانی سودآور میشوند که کارایی معمول کاربران حدود ۲۰ درصد باشد. برای OpenAI حاشیهها حتی فشردهتر است: چتجیپیتی پلاس و چتجیپیتی پرو ۵ برابر میتوانند به منطقه زیان بروند هرگاه استفاده کاربران از حدود ۱۱٫۴ درصد فراتر رود. و در بالاترین سطوح داستان بدتر میشود؛ Anthropic تقریباً نزدیک به نرخ استفاده ۱۰ درصدی به حاشیه ناخالص صفر میرسد، در حالی که OpenAI پس از حدود ۵٫۷ درصد به قلمروی منفی وارد میشود.
به زبان ساده: شما نیازی به ارتشی از کاربران پرمصرف ندارید تا یک اشتراک را غیرسودآور کنید. جریانهای کاری پیچیده مبتنی بر عامل، جلسات سنگین دیباگ کدنویسی یا روالهای خودکارسازی سازمانی میتوانند خیلی سریع مصرف را به آن ناحیه خطرناک برسانند.
یک طرح ۲۰۰ دلاری در ماه میتواند در حالت بدترین کاربرد سنگین تا حدود ۱۴٬۰۰۰ دلار هزینه توکن برای ارائهدهنده تولید کند.
این فشار مالی در حال بازساختن رفتار داخلی شرکتها است. مصرف توکن بهسرعت در حال افزایش است؛ سیستمهای سبک عامل میتوانند تا هزار برابر توکنِ یک پرامپت واحد طلب کنند. شرکتهایی که زمانی آزمایشهای داخلی گسترده را تشویق میکردند حالا دسترسیها را محدود میکنند. مایکروسافت، متا و آمازون پس از شوک صورتحساب از کارکنان پرشور که مدلهای زبانی بزرگ را مانند ابزارهای تحقیق رایگان میدیدند، برنامههای داخلی خود را سختتر کردهاند.
در اینجا یک تناقض سیاستی وجود دارد. اشتراکهای با نرخ ثابت شتابدهنده رشد کاربران و پذیرش عمومی بودهاند. آنها مانع ورود را کاهش میدهند و پیشنهاد ارزش را ساده میسازند. اما هزینههای نهایی را پنهان میکنند و وقتی چند کاربر با مصرف بالا ظاهر شوند، میتوانند سریعاً اقتصادی را که مدل قیمتگذاری بر آن مبتنی است فراتر از توان ببرد.

سِمیآنالیز راهی برای کاهش فشار پیشنهاد میدهد: با بهبود زیرساخت و کارایی مدلها، مدلهای میانرده میتوانند به مراتب ارزانتر برای اجرا شوند و احتمالاً به سطوح قیمتی مصرفکنندهای حدود ۲۰ دلار در ماه تبدیل شوند. مشکل مدلهای سطح بالا است. قدرتمندترین سیستمهای نسل بعد احتمالاً همچنان گرانقیمت خواهند بود و ممکن است از قفسههای اشتراک به دسترسی تنها از طریق API منتقل شده و برای مصرفکنندگان سنگین با پرداخت براساس مصرف صورتحساب شوند.
برای کسبوکارها و کاربران حرفهای، این اشاره به تقسیم آینده دارد: اشتراکهای مقرونبهصرفه برای کارهای روزمره و دسترسی مترشده از طریق API برای خودکارسازی پرحجم و کارهای پیشرفته عاملمحور. برای فروشندگان، چالش بیشتر سیاسی تا فنی است: چگونه دسترسی را سختتر کنند یا قیمتها را بالا ببرند بدون اینکه رشد را خفه کنند و پایگاه کاربری را که هنوز به این فناوری عادت میکند، از خود برانند.
به هر حال، حساب و کتاب در حال همگام شدن با هیاهو است. اشتراکها موتور رشد بودند. اکنون آنها شرکتها را وادار میکنند تا با محل واقعی هزینهها و اینکه در نهایت چه کسی صورتحساب را میپردازد روبهرو شوند.
منبع: smarti
ارسال نظر