10 دقیقه
خلاصه بحران: تصویری ویروسی که همه را به صدا درآورد
تصور کنید تام کروز و برد پیت در حال تبادل ضربه هستند — و بعد تصور کنید این فیلم دیروز وجود نداشت اما امروز صبح با دو خط پرامپت توسط یک مدل هوش مصنوعی تولید شده است. آن تصویر ویروسی شد و همزمان موجی نادر و خشمگین از سوی استودیوها، اتحادیهها و سازندگان محتوا در سراسر هالیوود به راه افتاد.
این جنجال حول Seedance 2.0، مدل ویدیویی جدید شرکت بایتدنس شکل گرفته است. در عرض چند ساعت پس از آپلود کلیپ کوتاهی که ادعا میکرد صحنه با یک پرامپت ساده ساخته شده، فیلمنامهنویسان و کهنهکاران صنعت فیلم زنگ خطر را به صدا درآوردند. «بدون اغراق میگویم، کار ما احتمالاً تمام شده است»، یکی از نویسندگان برجسته نوشت که نشاندهنده نوعی دلهره وجودی است که اکنون در میان جوامع خلاق در حال گسترش است.
واکنش صنعت و بازیگران حقوقی
این بحث صرفاً نویز شبکههای اجتماعی نبود. انجمن فیلم و سینما (Motion Picture Association) سریع وارد میدان شد. مدیرعامل، چارلز ریوکین، بهصورت علنی از بایتدنس خواست تا آنچه را «استفاده گسترده و بدون مجوز از آثار دارای حق نشر آمریکایی» توصیف کرد، متوقف کند. انتقادها شدید و سریع بود: استودیوها استدلال میکنند که Seedance 2.0 میتواند چهره بازیگران و شخصیتهای شناختهشده را تقریباً بدون حفاظ بازتولید کند و اجراها و طراحیهای محافظتشده را به کلیپهای قابل اشتراکگذاری و کسب درآمد تبدیل نماید.
اتحادیههای بازیگران و گروههای صنفی مانند SAG-AFTRA نیز صدای خود را اضافه کردند و این فناوری را حملهای به حقوق هنرمندان خواندند. پیام ساده و صریح بود — این یک بحث فنی نیست؛ این تهدیدی برای معیشت و حمایتهای قانونیای است که پایههای صنعتی چند میلیارد دلاری را تشکیل میدهند.

موضع دیزنی و واکنشهای حقوقی
دیزنی، که معمولاً در محافظت از فرنچایزهای خود تردید ندارد، نامهای حقوقی ارسال کرد و خواستار توقف این هوش مصنوعی شد. در آن نامه، شرکت خروجیهای مدل را نوعی سرقت مجازی خواند و به نمونههای اولیهای اشاره کرد که شخصیتهای دارای حق نشر دیزنی را میان ویدئوهای در گردش بازتولید کردهاند. قابل توجه است که دیزنی بهطور کلی مخالف هوش مصنوعی نیست — این شرکت بهتازگی قراردادی چندساله با OpenAI امضا کرده — اما میگوید Seedance 2.0 خط قرمزی را رد کرده چون ظاهراً شخصیتهای دارای حق نشر و شباهت بازیگران را بدون مجوز بازتولید میکند.
چه چیزی Seedance 2.0 را متمایز میکند؟
بخشی از جنجال مربوط به مقیاس و سهولت استفاده است. گزارشها حاکی است این ابزار در جینیینگ (Jianying) در چین در دسترس کاربران قرار دارد، جایی که با چند ضربه کیبورد میتوان حرکات بسیار واقعگرایانه تولید کرد. بایتدنس همچنین برنامههایی برای آوردن این فناوری به CapCut، پلتفرم جهانی ویرایش ویدئو خود، اعلام کرده است که این امر میتواند کاربران و دارندگان حقوق را در سراسر جهان یکشبه در معرض این قابلیتها قرار دهد.
سهولت تولید ویدئوهای واقعنما و کوتاه بحرانهای عملی و حقوقی متعددی را بر میانگیزد. وقتی هرکسی با یک تلفن هوشمند میتواند صحنهای با شباهت نزدیک به یک بازیگر معروف یا شخصیت محبوب تولید کند، مرز میان محتوای اصلی، اقتباسی و تقلیدی تار میشود.
مسائل حقوقی و اخلاقی
مالکیت و دادههای آموزشی
یکی از پرسشهای اساسی این است که مالک یک شباهت تولیدشده توسط الگوریتمی است که بر روی ویدئوهای بدون مجوز آموزش دیده است؟ مدلهای زبانی و تصویری بزرگ معمولاً روی مجموعهدادههای گستردهای آموزش داده میشوند که شامل محتوای دارای حق نشر، کلیپها و تصاویر عمومی و غیرعمومی است. وقتی خروجیها شباهت قابلتوجهی به آثار محافظتشده یا اجرای یک بازیگر نشان میدهد، مطرح میشود که آیا این خروجی یک «مشتق» از اثری است که باید اجازهگیری و حقالامتیاز داشته باشد.
حقوق تصویر و شباهت هنرمندان
در بسیاری از حوزههای قضایی، هنرمندان و بازیگران دارای «حق شخصیت» یا «حق تصویر» هستند که از استفاده تجاری از شباهت آنها بدون موافقت جلوگیری میکند. تولید ویدیویی که عملاً چهره و نحوه اجرا را تقلید میکند ممکن است این حقوق را نقض کند، حتی اگر تولیدکننده مدعی شود که خروجی فقط یک «خلق جدید» است. بازیگران، اتحادیهها و وکلای مالکیت فکری احتمالاً این موارد را تحت عناوینی مانند نقض حق تصویر، نقض حق چاپ و حتی رقابت غیرمنصفانه دنبال خواهند کرد.
مسئولیت پلتفرمها
سؤالی که به سرعت اهمیت پیدا میکند این است: چه مسئولیتی بر عهده پلتفرمهایی است که این ویدئوها را میزبانی یا تسهیل میکنند؟ در ایالات متحده، قوانین مشخصی مانند بخش 230 (برای محتوای متنی) و چارچوبهای حق نشر (DMCA) وجود دارند اما این قوانین گاهی برای فناوریهای مولد جدید ناکافی به نظر میرسند. آیا پلتفرمهایی مانند CapCut موظفند پالایش محتوا، مکانیزمهای تشخیص یا موافقتنامههای شفاف برای استفاده از چهرهها و شخصیتها فراهم کنند؟ پاسخ فعلاً در هالهای از ابهام قرار دارد.
پیامدهای تجاری و فرهنگی
این تکنولوژی میتواند هم فرصت و هم تهدید باشد. از یک سو، تولیدکنندگان مستقل و سازندگان محتوا میتوانند با ابزارهای ارزان و سریع، آثار بصری قابل توجهی بسازند که پیشتر هزینه و زمان بیشتری میطلبید. از سوی دیگر، صنعت فیلم و تلویزیون که بر حق نشر، قراردادهای بازیگران و درآمدهای تولید و پخش تکیه دارد، با خطر از دست دادن کنترل بر داراییهای بصری و صوتی خود روبهروست.
شرکتهای تولید، استودیوها و پلتفرمهای پخش ممکن است درآمد تبلیغاتی و لایسنسینگ خود را تهدیدشده بیابند. اگر کلیپهای کوتاه با شخصیتهای شناختهشده بتوانند بهسرعت و بدون اجازه تولید و منتشر شوند، بازار سنتی برای کلیپهای تیزر، تبلیغات و محتواهای تکمیلی میتواند دچار آسیب شود.
گزینههای قانونی و سیاستگذاری
بحث دیگر حول این است که آیا قانونگذاران باید اقدام کنند یا اینکه راهحلها از راه استانداردهای صنعتی و توافقنامههای بین پلتفرمها و دارندگان حقوق حاصل شود. گزینههای متداول عبارتاند از:
- ایجاد چارچوبهای حاکمیتی جدید که شفافاً محدودیتها و حقوحقوق استفاده از شباهت افراد و شخصیتهای تحتحمایت را تعریف کند.
- الزام پلتفرمها به پیادهسازی ابزارهای تشخیص و علامتگذاری محتواهای مولد هوش مصنوعی (watermarking و metadata) تا منشأ تولید مشخص شود.
- پیشنیازهای رضایتنامه (consent mechanisms) برای استفاده تجاری از شباهت هنرمندان یا شخصیتها در خروجیهای هوش مصنوعی.
- تکیه بر اجرای حقوق نشر موجود و پیگیری قضایی موارد نقض از سوی استودیوها و دارندگان حقوق.
هر یک از این مسیرها هزینهها و پیامدهای خود را دارد؛ از چالشهای فنی تا مسائل مربوط به آزادی بیان و خلاقیت. قانونگذاران باید بین حمایت از خلاقیت و محافظت از حقوق قانونی توازن برقرار کنند.
تحلیل فنی: چگونه مدلها چنین خروجیهایی تولید میکنند؟
بهطور خلاصه، مدلهای ویدیویی مولد مانند Seedance 2.0 از معماریهای ترکیبی بهره میبرند که بینایی ماشین (computer vision)، یادگیری عمیق و گاهی مِکانیزمهای توجه (attention) برای یادگیری الگوهای حرکتی، ظاهر و فضاهای بصری استفاده میکنند. وقتی مدل روی مجموعهدادههای بزرگ آموزش میبیند، میتواند الگوهای رفتاری و ویژگیهای بصری خاص یک بازیگر یا شخصیت را تقلید کند — به ویژه اگر دادههای آموزشی شامل نمونههای متعدد از آن شخصیت یا بازیگر باشد.
علاوه بر این، پرامپتهای متنی دقیق، کنترلکنندههای زمانی و ماژولهای ویرایشی به کاربر اجازه میدهد تا جزئیات حالت چهره، زاویه دوربین و سبک حرکت را تعریف کند که خروجی قابلقبولی از نظر واقعگرایی تولید میکند. وقتی این ابزارها در یک اپلیکیشن کاربرپسند مانند CapCut ترکیب شوند، آستانه فنی برای تولید محتوای واقعنما بهطرز عجیبی پایین میآید.
سناریوهای محتمل و استراتژیهای پاسخ
سناریوی اول: توافقنامههای لایسنس و مشارکت صنعتی
برخی شرکتها ممکن است تصمیم بگیرند با توسعهدهندگان مدلها قراردادهای لایسنس امضا کنند تا استفاده قانونی و کنترلشده از شخصیتها و محتوا حفظ شود. این مسیر شبیه به توافق دیزنی با برخی شرکتها برای بهرهبرداری از هوش مصنوعی است اما موفقیت آن منوط به اراده و میزان پذیرش هر دو طرف است.
سناریوی دوم: مبارزه قضایی و پیگرد قانونی
استودیوها و اتحادیهها میتوانند با استفاده از ابزارهای حقوقی موجود علیه شرکتهایی که مدلهایشان محتواهای محافظتشده را بدون مجوز بازتولید میکنند، دست به اقامه دعوی بزنند. این مسیر زمانبر و هزینهزا است اما میتواند به تعیین سابپرسِدن کمک کند و مرزهای حقوقی را روشن سازد.
سناریوی سوم: مقررات دولتی و استانداردسازی
قانونگذاران ممکن است وارد عمل شوند و قوانینی وضع کنند که توسعه و بهرهبرداری از مدلهای تولیدی را محدود یا تنظیم نماید. مقررات میتواند شامل الزام به افشای دادههای آموزشی، مکانیزمهای رضایت و استانداردهای فنی برای تشخیص محتوای مولد باشد.
توصیههای عملی برای سازندگان و دارندگان حقوق
- مستندسازی و نشانهگذاری نمونههای دارای حق نشر؛ برای مثال ذخیرهسازی متادیتا و ثبت رکوردهای استفاده از آثار برای ایجاد شواهد در صورت بروز مناقشه حقوقی.
- بررسی و بهروزرسانی قراردادهای کاری با بازیگران و سازندگان برای پوشش استفادههای احتمالی از هوش مصنوعی.
- همکاری با پلتفرمها برای توسعه استانداردهای فنی مانند واترمارک دیجیتال یا برچسبگذاری خروجیهای مولد.
- آموزش کسبوکارها و مخاطبان درباره تفاوت بین آثار اصلی و تولیدات مولد و لزوم احترام به حقوق مالکیت فکری.
نتیجهگیری: تقابل نوآوری سریع و چارچوبهای قانونی
برای اکنون، Seedance 2.0 در مرکز کشمکش گستردهتری بین نوآوری سریع در حوزه هوش مصنوعی و چارچوبهای قانونی است که از کار خلاقانه محافظت میکنند. مرحله بعدی این درام هم حقوقی و هم عمومی خواهد بود؛ شامل مباحث قضایی، سیاستگذاری و گفتوگوهای صنعت درباره نحوه تنظیم، استفاده مسئولانه و حفاظت از حقوق هنرمندان و دارندگان محتوا.
این بحران لحظهای تعیینکننده برای سازندگان محتوا، استودیوها، و توسعهدهندگان فناوری است: آیا میتوانند مدل کسبوکاری و قانونیای بیابند که هم نوآوری را تشویق کند و هم حقوق و معیشت هنرمندان را حفظ نماید؟ پاسخ این سؤال میتواند مسیر آینده رسانههای تصویری و فرهنگی را شکل دهد. همچنان پیگیر باشید.
منبع: smarti
ارسال نظر