4 دقیقه
او سریعاً شفافسازی کرد. تیتر جنجالی بود و سپس توضیح او از تندی آن کاست.
مصطفی سلیمان، مدیر واحد هوش مصنوعی مایکروسافت، اخیراً از پیشبینیی با لحن تند که سرخط خبرها شد، کمی عقبنشینی کرد: این پیشبینی این بود که هوش مصنوعی بهزودی بخشهای گستردهای از کارهای اداری را در اختیار خواهد گرفت. ماجرا از زمانی آغاز شد که فایننشال تایمز او را نقلقول کرد و نوشت بسیاری از کارهای مرتبط با حرفههایی مانند حقوق، حسابداری و مدیریت پروژه میتواند ظرف 12 تا 18 ماه بهطور کامل خودکار شود. این جمله به سرعت منتشر شد. نگرانی به وجود آمد و خوشبینی هم همراه آن بود.
در اپیزود بعدی پادکست Decoder، سلیمان درباره خوانش گفتههایش واکنش نشان داد. او یک تمایز کلیدی را برجسته کرد که کل گفتمان را تغییر میدهد: وظایف در برابر شغلها. او گفت که منظورش وظایف مجزا بوده، نه حذف کامل و یکسرهٔ حرفهها.
این در عمل چه معنایی دارد؟ به کارهای سهدقیقهای فکر کنید: نگارش ایمیلهای روتین، آمادهسازی اسلایدها، خلاصهنویسی جلسهها. اینها وظایفاند. آنها بخشپذیر و ماژولارند. ماشینها در انجام آنها بسیار ماهر شدهاند و شرکتها خواهان افزایش بهرهوری از این راه هستند. شغلها اما از ترکیب چندین وظیفه شکل میگیرند — برخی تکراری، برخی راهبردی، برخی اجتماعی. جایگزینی یک وظیفهٔ 20 دقیقهای با حذف یک مسیر شغلی تمامعیار یکسان نیست.

الگویی که اینجا دیده میشود برای هر کسی که موجهای قبلی اتوماسیون را دنبال کرده آشناست. ابتدا ابزارهایی میآیند که دقایقی از جریانهای کاری تکراری کم میکنند. سپس، در گذر زمان، جریانهای کاری دوباره بازطراحی میشوند و نقشها جابهجا میشوند. انسانها به سمت کاری حرکت میکنند که نیاز به قضاوت، روابط و تجربهٔ حوزهای دارد — همان جنبههای بههمپیچیده و زمینهای که ماشینها هنوز با آنها دستبهگریباناند.
سرعت پیشرفت اما اهمیت دارد. بازهٔ زمانی اصلی که سلیمان در گفتوگو با فایننشال تایمز ذکر کرد — 12 تا 18 ماه — برای بسیاری نگرانکننده بود. اتوماسیون سریع وظایف رایج اداری میتواند روزمرهٔ کار را بهطرز قابلتوجهی تغییر دهد: ساعات کمتر صرف امور اداری، زمان بیشتر برای نظارت و حل خلاقانهٔ مسئله. ولی اگر شرکتها خیلی سریع یا بدون آموزش مجدد کارکنان اقدام کنند، میتواند حقوق و دستمزد، برنامههای استخدامی و طراحی سازمانی را دستخوش اخلال کند.
پس مدیران و کارکنان باید به چه چیزی توجه کنند؟ به جریانهای کاری نگاه کنید، نه عنوان شغلی. کجا وظایف تکرار میشوند؟ کدام وظایف مبتنی بر قواعد و سرشار از دادهاند؟ آنها اولین اهداف اتوماسیون هستند. در عین حال در توانمندیهایی سرمایهگذاری کنید که ماشینها بهسادگی نمیتوانند کپی کنند: مذاکره، روابط با مشتری، قضاوت چندرشتهای و استدلال اخلاقی.
آیا این آرامشبخش است؟ بستگی به دیدگاه شما دارد. برای نوآوران و دنبالکنندگان بهرهوری، ایدهٔ سپردن کارهای خستهکننده به ماشینها آزادکننده است. برای حرفهایهایی که نگران درآمد و مسیرهای شغلیاند، خبر نگرانکننده است. هر دو واکنش موجهاند.
توضیح سلیمان بحث گستردهتر را محو نمیکند: هوش مصنوعی با چه سرعتی صنایع را بازآرایی خواهد کرد و چه کسانی از این تغییر سود خواهند برد؟ این پرسشها بهتدریج در اتاقهای سیاستگذاری، استراتژیهای منابع انسانی و در محیطهای کاری پاسخ داده خواهند شد، نه در یک تیتر واحد.
خلاصه اینکه: احتمالاً آینده کار را بازتوزیع خواهد کرد تا اینکه ناگهان آن را محو کند، اما این گذار یکنواخت نخواهد بود و پیامدها واقعی و مهماند.
منبع: smarti
ارسال نظر