9 دقیقه
خلاصهٔ ماجرا
یک قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری اکنون در تعلیق قرار دارد. تنشها بین پنتاگون و شرکت Anthropic از مذاکرات پشت درهای بسته به درگیری علنی کشیده شده است؛ درگیریای حول مرز میان اصول اخلاقی و ضرورتهای نظامی.
مقامات ارشد دفاعی از چهار شرکت برجستهٔ هوش مصنوعی—OpenAI، Google، xAI و Anthropic—خواستهاند تا دسترسی گسترده و بدون محدودیت به مدلهای خود را در اختیار نظامی قرار دهند. منطق پنتاگون صریح است: در منطقهٔ نبرد امکان تحمل خاموشیهای ناگهانی یا تأییدهای موردی و کند وجود ندارد. آنها میگویند تأخیرهای کوتاه میتواند به قیمت جان انسانها تمام شود. اما Anthropic بهشدت مقاومت کرده است.
موانع اخلاقی Anthropic
چرا این مقاومت وجود دارد؟ Anthropic دو خط قرمز تعیین کرده است: نظارت انبوه بر شهروندان آمریکایی و سلاحهای کاملاً خودمختاری که بدون کنترل انسان تصمیم به شلیک میگیرند. این موارد برای رهبری شرکت غیرقابل مصالحهاند. از دید آنها، تحویل مدل بدون حفاظهای لازم اساس اصول ایمنی و اخلاقیٔ بنیانگذار را تضعیف میکند.

Anthropic اجازه نمیدهد مدلهایش برای نظارت داخلی گسترده یا سلاحهایی که بدون دخالت انسانی شلیک میکنند استفاده شوند.
ابهامها و نگرانیهای نظامی
پنتاگون معتقد است این تعریفها حوزههای خاکستری زیادی باقی میگذارند. آیا یک ابزار هدفگیری که تهدیدها را اولویتبندی میکند، عمل کشندهٔ خودران محسوب میشود؟ یا ابزارهایی که کوههایی از دادههای حسگر را غربال میکنند و یک هدف احتمالی را برای اپراتور انسانی علامتگذاری مینمایند چه؟ ارتش میگوید مذاکره بر سر هر مورد بهطور جداگانه عملی نیست و این ابهام میتواند عملیات میدانی را فلج کند.
ملاحظات عملیاتی
در عمل، نیروهای مسلح به سامانههایی نیاز دارند که قابل اتکا، قابل تأیید و سریع باشند. چند نکتهٔ عملیاتی که پنتاگون مطرح میکند شامل موارد زیر است:
- پایداری سرویس: عدم قطعیت در دسترسی به مدل در «زمان حقیقی» برای تصمیمات حیاتی پذیرفتنی نیست.
- قابلیت استقرار در محیطهای محدود: نیاز به راهحلهایی که در شبکههای ایزوله یا طبقهبندیشده کار میکنند.
- تعامل انسان و ماشین: اطمینان از اینکه تصمیم نهایی بر عهدهٔ انسان باقی میماند، اما در عین حال کاهش زمان واکنش.
ماجرای Cloud و افزایش بیاعتمادی
تنشها پس از گزارش وال استریت ژورنال که ادعا کرد مدلی به نام Cloud در عملیاتی مرتبط با تلاش برای دستگیری رئیسجمهور سابق ونزوئلا، نیکلاس مادورو، استفاده شده است شدت گرفت—عملیاتی که گزارش شده شامل تیراندازی و جراحات بوده است. این روایت، بررسی نادری را بر نحوهٔ ادغام ابزارهای غربی هوش مصنوعی در مأموریتهای واقعی نظامی بهوجود آورد. Anthropic میگوید هرگز برای آن عملیات خاص موافقتی برای استفاده از Cloud نداده و استفادههایی که خطوط قرمزشان را نقض کند تأیید نکردهاند. با این حال، این رخداد، بیاعتمادی بین طرفین را تشدید کرد.
سوالات حقوقی و اجرایی
این رخداد چند پرسش کلیدی را آشکار میسازد:
- چه کسی مسئول تصمیمگیری نهایی دربارهٔ بهکارگیری مدلهای AI در عملیات نظامی است؟
- چگونه میتوان از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری کرد وقتی که مدلها در زنجیرهٔ تصمیمگیری پیچیده قرار میگیرند؟
- آیا شرکتها میتوانند تضمین کنند که مدلهایشان در همهٔ شرایط مطابق سیاستهای اخلاقی آنها بهکار گرفته میشود؟
پیشروی پنتاگون به سمت دیگر شرکتها
در عین حال، پنتاگون فشار را تنها به Anthropic محدود نکرده است. مذاکرات با OpenAI، Google و xAI نیز در جریان است. به گفتهٔ افرادی نزدیک به مذاکرات، این شرکتها نسبت به Anthropic تمایل بیشتری به نرم کردن محدودیتهای ایمنی نشان دادهاند. گزارش شده یک شرکت عبارت گستردهای را پذیرفته که اجازهٔ استفاده برای «تمام اهداف قانونی» را میدهد، در حالی که دیگران درجاتی از انعطافپذیری در مقایسه با Anthropic نشان دادهاند.
موازنه بین انعطافپذیری و ایمنی
از منظر تجاری، شرکتهای فناوری ممکن است در پی فرصتی برای همکاری با دولت و تأمینکنندهٔ قراردادهای بزرگ باشند. اما این همکاریها مستلزم بررسی دقیقتر سیاستهای ایمنی، ممیزیهای مستقل، و مکانیزمهای پاسخگویی هستند. سوال این است که چگونه میتوان بین نیازهای عملیاتی دولت و تعهدات اخلاقی شرکتها توازن ایجاد کرد.
چرا جایگزینی Cloud دشوار است؟
جایگزینی سریع مدل Cloud آسانتر از گفتن است تا انجام. این مدل اولین مدلی بود که در برخی سیستمهای طبقهبندیشدهٔ پنتاگون قرار گرفت و سایر مدلها در تجربهٔ استقرار دولتی عقبتر هستند. این موضوع به Cloud یک پایهٔ نهادی میدهد؛ کندن آن میتواند مختلکننده و پرهزینه باشد.
عوامل فنی و سازمانی که جایگزینی را دشوار میسازند شامل موارد زیر هستند:
- یکپارچهسازی فنی: تطبیق APIها، فرمت دادهها، و سازگاری با سامانههای موجود زمانبر است.
- آموزش و عادت سازمانی: اپراتورها و تحلیلگران باید مجدداً آموزش ببینند و فرایندها تنظیم شوند.
- گواهیها و تأییدیهها: مدلهای جدید نیاز به ارزیابی امنیتی، حریم خصوصی و انطباق قانونی دارند که زمان میبرد.
آزمون اخلاق در عصر مدرن
این صحنه شبیه یک آزمون اخلاقی در عصر مدرن بهنظر میرسد: امنیت ملی سرعت و قطعیت میطلبد، در حالی که برخی توسعهدهندگان اصرار دارند مرزهای اخلاقی حتی در برابر قراردادهای پرسود معاملهپذیر نیستند. آنچه در ادامه رخ میدهد نه تنها خرید یک سامانه را شکل خواهد داد، بلکه تعیین خواهد کرد که شرکتهای خصوصی هوش مصنوعی چگونه در سالهای آینده وعدههای ایمنی خود را در برابر همکاریهای دفاعی متعادل میکنند.
ابعاد راهبردی و بلندمدت
پیامدهای این اختلاف فراتر از یک قرارداد است. چند جنبهٔ کلیدی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از:
- اعتبار بینالمللی: نحوهٔ تعامل شرکتهای فناوری غربی با نهادهای نظامی میتواند بر تصویر آنها در سطح جهانی تأثیر بگذارد.
- قوانین و مقررات: فشار برای تدوین مقررات سختتر در حوزهٔ استفاده نظامی از هوش مصنوعی افزایش مییابد.
- نوآوری و سرمایهگذاری: اگر شرکتها ریسک اخلاقی یا حقوقی را بیشازحد محتمل ببینند، ممکن است سرمایهگذاریها در پروژههای حساس کاهش یابد.
جوانب فنی ایمنی مدلها
برای درک بهتر اختلاف، لازم است نگاهی فنیتر به چگونگی کارکرد «حفاظها» یا گاردریلهای ایمنی مدلها داشته باشیم. این حفاظها میتوانند در چند لایه طراحی شوند:
لایههای حفاظتی پیشنهادی
- محدودیتهای عملکردی (Functional Constraints): محدود کردن قابلیتهای مدل برای انجام اقداماتی که مستقیماً به عملیات کشنده منجر میشوند.
- پایش و لاگینگ (Monitoring & Logging): ثبت کامل ورودیها و خروجیها برای امکان حسابرسی بعدی و شناسایی سوءاستفاده.
- کنترلهای دسترسی (Access Controls): مدیریت دقیق اینکه چه کسانی و با چه سطح دسترسی میتوانند از مدل استفاده کنند.
- حلقهٔ انسانی (Human-in-the-Loop): تضمین اینکه تصمیم نهایی توسط انسان گرفته میشود، نه مدل.
- آزمونهای قرمز (Red Teaming): اجرای حملات شبیهسازیشده و сценарوهای سوءاستفاده برای کشف نقاط ضعف.
این لایهها بهتنهایی یا در ترکیب میتوانند برخی نگرانیها را کاهش دهند، اما تضمینی برای رفع تمام ریسکها نیستند—خصوصاً در شرایط نبرد که سرعت و انعطافپذیری نیز حیاتیاند.
چارچوبهای قانونی و اخلاقی
مسائل مربوط به نظارت انبوه و سلاحهای خودمختار وارد قلمرو قوانین داخلی و حقوق بینالملل میشوند. برخی نکات حقوقی و اخلاقی عبارتند از:
- حریم خصوصی: استفاده از مدلها برای تحلیل گستردهٔ دادههای شهروندان میتواند با قوانین حریم خصوصی داخلی ناسازگار باشد.
- قوانین جنگ: هر تصرف یا استفادهٔ نظامی باید با قواعد متمم حقوق بشری و قوانین بینالملل منطبق باشد.
- شفافیت و پاسخگویی: شرکتها و دولتها باید مکانیزمهایی برای پاسخگویی در قبال اشتباهات یا سوءاستفادهها تدوین کنند.
نقش ممیزیهای مستقل
یکی از راهکارهای پیشنهادی برای کاهش تنش، ایجاد ممیزیهای مستقل و بیطرف است که توانایی بررسی سازوکارهای حفاظتی، ممیزی تراکنشها و تأیید تطابق با خطمشیهای اخلاقی و قانونی را داشته باشند. این ممیزیها میتواند به ایجاد اعتماد دوطرفه کمک کند.
گزینههای فنی برای تطبیق دادن مدلها با نیازهای نظامی
در سطح مهندسی، چند رویکرد وجود دارد که میتواند تعادل میان امنیت عملیاتی و الزامات اخلاقی را بهبود دهد:
- نسخههای سفارشیشده (Customization): ایجاد نسخههایی از مدل با ویژگیهای محدودشده برای استفادهٔ نظامی مشخص.
- محیطهای محافظتشده (Isolated Environments): استقرار مدل در شبکههای کاملاً ایزوله یا با کنترلهای سختافزاری.
- فیلترها و لایههای میانی (Intermediary Filters): قرار دادن لایههایی که خروجی مدل را پیش از نمایش به اپراتور پردازش و پالایش میکنند.
- تعهدات قراردادی روشن: درج بندهای حقوقی مشخص در قراردادها دربارهٔ موارد ممنوعه و مسئولیتها.
سناریوهای ممکن و پیامدها
چند مسیری که ممکن است مذاکرات به آنها منتهی شود عبارتند از:
- پذیرش توافق میانه: شرکتی ممکن است بپذیرد که برخی محدودیتها را کمتر کند و در عوض تضمینهایی مانند ممیزی و گزارشدهی ارائه دهد.
- تسویه با شرکتهای جایگزین: پنتاگون ممکن است بهتدریج به شرکتهایی که انعطاف بیشتری نشان دادهاند متمایل شود، اگرچه جایگزینی پرهزینه و زمانبر خواهد بود.
- ایجاد مقررات جدید: فشار عمومی و سیاسی میتواند منجر به وضع مقرراتی شود که محدودهٔ استفادهٔ نظامی از هوش مصنوعی را روشنتر کند.
جمعبندی و نتیجهگیری
نزاع میان پنتاگون و Anthropic نمادی از یک تقابل بزرگتر است: چگونه جامعه باید بین دو هدف مهم تعادل برقرار کند—حفاظت از جان افراد در صحنهٔ نبرد و حفاظت از اصول اخلاقی و حقوق بشر. تصمیمات اکنون نه تنها یک قرارداد را تعیین میکند، بلکه چارچوبهای همکاری آینده بین دولتها و شرکتهای هوش مصنوعی را شکل خواهد داد. راهحلهای ممکن میتواند شامل تدوین مقررات روشنتر، توسعهٔ فناوریهای حفاظتی پیچیدهتر، و ایجاد سازوکارهای نظارتی مستقل باشد تا تعادل میان امنیت ملی و مسئولیت اخلاقی حفظ شود.
نکتهٔ پایانی این است که این موضوع فراتر از یک اختلاف تجاری است؛ این یک آزمون برای صنعت هوش مصنوعی و نهادهای قدرت دربارهٔ تعریف مرزهای قابل قبول فناوری در خدمت نظامی و عمومی است. هر راهحلی که انتخاب شود باید ضمن برآورده ساختن نیازهای عملیاتی، ارزشهای اساسی جامعهٔ مدنی را نیز محفوظ نگه دارد.
منبع: smarti
ارسال نظر