3 دقیقه
در کانبرا، انقلابی آرام روی برگههای حقوقی در حال ترسیم است: ناظران در حال تهیه قوانینی هستند که هوش مصنوعی را مجبور میکند فراتر از کد به مسائل دیگر نیز بیندیشد. آنها میخواهند ماشینها همزمان به رودخانهها و هنرمندان احترام بگذارند.
آیا ماشینها همسایههای خوبی میتوانند باشند؟
این پیشنهاد که انتظار میرود تا سال ۲۰۲۷ به قانون بدل شود، شبیه تلاقی یک سیاست زیستمحیطی و یک معاهده مالکیت فکری است. در اساس، این طرح تغییرات چشمگیری از اپراتورهای هوش مصنوعی میطلبد: مراکز داده بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی باید تبدیل به تولیدکنندگان خالص انرژی شوند و مصرف آب خود را به شدت کاهش دهند. آموزش مدلها با آثار خالقان استرالیایی بدون کسب اجازه صریح دیگر قابل قبول نخواهد بود.
چرا آب؟ مراکز داده تشنهاند. سیستمهای خنککننده در تاسیسات با استفاده سنگین میلیاردها لیتر آب مصرف میکنند. طراحان پیشنویس در کانبرا استدلال میکنند که گسترش بیرویه زیرساختهای هوش مصنوعی میتواند منابع آبی محلی را تحت فشار قرار دهد، بهویژه در مناطقی که پیشتر از خشکسالی و افزایش دما متأثر شدهاند. پیام روشن است: پیشرفت فناوری نمیتواند به قیمت منابع طبیعی تمام شود.
.avif)
و چرا قوانین سختگیرانه کپیرایت؟ قانونگذاران خصوصاً نگران استثمار خالقان بومی و محلی هستند. یکی از مسئولانی که در نگارش این لایحه مشارکت داشت بهصراحت گفت: 'نویسندگان، موسیقیدانان، هنرمندان تجسمی و روزنامهنگاران در استرالیا باید مالکیت و کنترل آثار خود را حفظ کنند. کمتر از این سرقت است.' پیشنویس درصدد نهادینه کردن این اصل است و پیش از استفاده از آثار خالقان برای آموزش مدلها، کسب رضایت و صدور مجوز را الزامآور میکند.
این ترکیب غیرمعمول است. محدودیتهای زیستمحیطی و حفاظتهای فرهنگی معمولاً در یک بسته سیاستی دیده نمیشوند، اما در اینجا همراه یکدیگر مطرح شدهاند. این جفتسازی بازتاب یک گرایش سیاسی گستردهتر است: اگر هوش مصنوعی نحوه زندگی ما را تغییر میدهد، باید به اولویتهای جامعه نیز پاسخگو باشد، امنیت آب و یکپارچگی فرهنگی از جمله آنها هستند.
مشکلات فوری برای شرکتهای فناوری جهانی
برای شرکتهای فناوری چندملیتی، این پیشنویس نشاندهنده چالشهای جدید رعایت مقررات است. انتظار میرود مجوزدهی سختتر، تمرکز مجدد بر تولید انرژی تجدیدپذیر در محل و مهندسی مجدد سیستمهای خنککننده که از آب شرب بسیار کمتری استفاده کنند، را شاهد باشیم. سیاستهای تأمین داده نیز نیازمند بازنگری خواهند بود، بهطوری که بررسی منشأ و صدور مجوز به ضرورتهای عملیاتی بدل شوند نه تدابیر ثانویه حقوقی.
- هزینههای زیرساختی بالاتر و زمانبندی طولانیتر برای استقرارها
- کنترلهای سختگیرانهتر روی مجموعهدادههای آموزشی و چارچوبهای حقوقی شفافتر
- قوانینی که ممکن است سابقهساز شوند و دیگر کشورها آن را الگو قرار دهند
آیا این قوانین نوآوری را کند خواهند کرد؟ احتمالاً. آیا گفتوگو درباره اینکه وقتی الگوریتمها یاد میگیرند چه حقوقی مهم شمرده میشوند تغییر خواهد کرد؟ تقریباً یقیناً. استرالیا در حال آزمون یک استدلال متفاوت است: پایداری و حفاظت فرهنگی باید در بنیان هوش مصنوعی تعبیه شوند، نه اینکه بعدها اضافه شوند.
اگر این لایحه تصویب شود، میتواند الگویی برای کشورهایی باشد که با چنین مصالحههایی دست و پنجه نرم میکنند. فعلاً رهبران فناوری، سیاستگذاران و خالقان در منطقه با دقت نظارهگرند. یک پرسش در هوا باقی میماند: آیا صنعتی که با مقیاس تعریف میشود میتواند یاد بگیرد که مانند یک همسایه مسئول رفتار کند؟
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.