8 دقیقه
سام آلتمن میگوید گوگل در سال ۲۰۲۳ شانس واقعی برای از میان بردن اوپنایآی را داشت — اما درنگها و تغییر جهت کند به سمت هوش مصنوعیِ مولد به استارتاپ زمان داد تا رشد کند. در مصاحبهای اخیر با پادکست Big Technology او دقیقاً توضیح داد گوگل کجا معطل کرد و چگونه آن فاصله به ظهور و گسترش چتجیپیتی کمک کرد. این تأخیرها در سیاستگذاری محصول، نگرانیهای مرتبط با تبلیغات و ریسکهای اجرایی باعث شد فرصتی فراهم شود که شرکتهای متمرکز بر هوش مصنوعی مانند اوپنایآی سریعتر استفاده کنند و کاربران عظیمی جذب نمایند.
چرا آلتمن فکر میکند گوگل فرصت طلایی را از دست داد
آلتمن در آن مصاحبه گفت که گوگل نسبت به ارائه هوش مصنوعی مولد در محصولات اصلیاش مانند موتور جستجو محتاط بود. او این احتیاط را تصمیمگیرانه خواند: اگر گوگل در سال ۲۰۲۳ با سرعت بیشتری اولویت را به ادغام مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی در جستجو میداد و تغییرات محصول را سریع پیادهسازی میکرد، احتمالاً اوپنایآی در شرایط بحرانی قرار میگرفت. آلتمن صریح گفت که یک فشار قاطع و سریع از سوی گوگل در آن سال میتوانست به خاتمه اوپنایآی منجر شود. این اظهارنظر نشاندهنده اهمیتِ زمانبندی و تصمیمگیریهای راهبردی در رقابتهای فناورانه است و اینکه برتری تکنولوژیک بدون اجرای سریع تبدیل به سهم بازار نمیشود.
با این حال، آلتمن میپذیرد که گوگل همچنان یک غول فناوری با داراییهایی است که سخت بتوان مشابه آنها ساخت. انباشت عظیم دادههای گوگل در حوزههای جستجوی محلی، پیشبینی آبوهوا، نقشهها، و دیگر بخشهای عمودی به شرکت مزیت پایدار و عمیقی میدهد؛ مزیتی که حتی اگر تغییرات محصول به کندی انجام شود، در بلندمدت اثرگذار است. این ذخایر داده، تواناییهای شخصیسازی و مدلسازی پیشرفته را برای گوگل فراهم میکنند که میتوانند پشتوانهای برای بازگشت رقابتی باشند. در عین حال، این مزیت دادهای به گوگل هزینهها و پیچیدگیهای بالایی نیز تحمیل میکند؛ از جمله نیاز به تطبیق زیرساختهای ابری، معماری دادهای و سازوکارهای حفظ حریم خصوصی که ممکن است سرعت نوآوری را کاهش دهد.

از منظر اوپنایآی، اما تمرکز کامل بر هوش مصنوعی به این شرکت امکان داد تا مدلهای نوآورانهای برای بازتعریف نحوه کارکرد جستجو و تبلیغات در دنیای AI‑first ارائه دهد. این هدف استراتژیک توضیح میدهد که چرا اوپنایآی در حال بررسی درآمدزایی از طریق تبلیغات در داخل چتجیپیتی است تا به پایداری مالی بلندمدت برسد. مدل کسبوکار مبتنی بر تبلیغات در یک سامانه مکالمهای، نیازمند بازطراحی قواعد حاکم بر هدفگیری، قیمتگذاری، معیارهای عملکرد و تجربه کاربری است. در این مسیر اوپنایآی تلاش میکند بین ارائه پاسخهای مفید و حفظ تجربه کاربری بدون مزاحمت تبلیغاتی تعادل برقرار کند، در حالی که از دادهها برای شخصیسازی تبلیغات بهره میبرد اما باید الزامات حریم خصوصی و مقررات را نیز رعایت کند.
- کاربران فعال هفتگی چتجیپیتی: حدود 800 میلیون
- مشترکان پولی: تقریباً 35 میلیون
- هدف سرمایهگذاری زیرساختی اوپنایآی: حدود 115 میلیارد دلار تا ۲۰۲۹
اوپنایآی هنوز به سودآوری نرسیده است؛ بنابراین نمایش تبلیغات داخل چتجیپیتی میتواند جریان درآمد مهمی برای تأمین این برنامههای زیرساختی باشد. با این وجود، چالش تبلیغات پیچیده است: سیستم تبلیغات جستجوی گوگل طی چند دهه حول نیت سنتی کاربر (query intent) تکامل یافته و انتقال آن مدل به یک محیط مکالمهای مبتنی بر هوش مصنوعی مستلزم بازتعریف روشهای اندازهگیری نیت، نرخ کلیک، ارزش هر تبدیل و سیستمهای حراج تبلیغاتی خواهد بود. علاوه بر این، در مدل مکالمهای ممکن است الزامات جدیدی مانند زمانبندی نمایش تبلیغ، نقاط مداخله مکالمه، و ارزیابی کیفیت پاسخ وجود داشته باشد که باید در الگوریتم رتبهبندی و تخصیص درآمد لحاظ شوند.
تبدیل مدل تبلیغات جستجو به یک مدل تبلیغات مبتنی بر گفتگو نیازمند حل سه دسته چالش فنی و تجاری است: اول، سازوکارهای اندازهگیری و شفافیت عملکرد (measurement & attribution) که در محیط مکالمهای متفاوت از صفحات نتایج جستجوست؛ دوم، حفظ امنیت برند و کیفیت تجربه کاربری تا تبلیغات به منبع سردرگمی یا اطلاعات نادرست تبدیل نشوند؛ سوم، چالشهای فنی مقیاسپذیری و زیرساخت ابری که شامل هزینههای پردازش مدلهای بزرگ زبانی، ذخیرهسازی دادهها و ترافیک کاربر است. اینها مسائل مرتبط با عملکرد، حریم خصوصی، هزینه و مقررات هستند که برای بازیگرانی مثل اوپنایآی و گوگل اهمیت حیاتی دارند.
از منظر فناوری، رقابت بین شرکتهایی که «فقط مدل» میسازند و شرکتهایی که «محصولمحور» هستند اهمیت دارد. اوپنایآی پیشنهاد میدهد که تمرکز محض بر مدلهای هوش مصنوعی و تجربه کاربری نوآورانه میتواند روشهای جدیدی برای جستجوی هوشمند، تولید محتوا و تبلیغات ایجاد کند؛ در حالی که گوگل با مجموعه وسیعی از محصولات، دادهها و تجربه در زمینه تبلیغات دیجیتال و موتور جستجو، مزیتهایی در رسیدن به حجم عظیم کاربران و دادههای مرتبط با نیت جستجو دارد. به عبارت دیگر، اوپنایآی ممکن است در نوآوری سرعت بیشتری داشته باشد، اما گوگل از منظر عمق دادهها، زیرساخت و شبکه تبلیغاتی برتری دارد.
رقابت این دو بازیگر نشان میدهد که در بازار هوش مصنوعی، صرف برتری فناوری کافی نیست؛ چگونگی ادغام فناوری در محصول اصلی (product integration)، مسیرهای درآمدی (monetization)، و قابلیتهای عملیاتی (operation & scaling) نیز تعیینکنندهاند. اوپنایآی توانسته است با تسریع در ارائه تجربههای محاورهای جذاب، سهم قابل توجهی از توجه کاربری را جذب کند و این توجه خود به منبع ارزش تبدیل شده است. در مقابل، گوگل با داشتن ساختارهای درآمدی تثبیتشده، شبکه تبلیغاتی بالغ و یکپارچگی عمیق میان محصولاتش، میتواند به صورت مرحلهای به ادغام هوش مصنوعی ادامه دهد؛ اما سرعت و نحوه این ادغام است که تفاوت را رقم میزند.
به لحاظ استراتژیک، این رقابت پیامدهای چندگانهای برای بازیگران مختلف از جمله شرکتهای تبلیغاتی، ناشران محتوا، توسعهدهندگان محصولات و نهادهای قانونگذار دارد. شرکتهای تبلیغاتی باید مدلهای جدیدی برای ارزیابی ارزش تبلیغات در محیط مکالمهای توسعه دهند؛ ناشران باید فکر کنند چگونه محتوای خود را در رابطهای جدید AI‑first توزیع و کسب درآمد کنند؛ توسعهدهندگان باید ابزارها و APIهایی طراحی کنند که امکان ادغام امن و مقیاسپذیر مدلهای زبانی را فراهم سازند؛ و ناظران بازار و قانونگذاران باید چارچوبهایی برای شفافیت الگوریتمی، محافظت از دادههای شخصی و مبارزه با اطلاعات نادرست ارائه کنند.
در عین حال، مسئله اخلاق و اعتماد نیز برجسته است: وقتی مدلهای بزرگ زبانی به عنوان لایهای از تعامل کاربر با اینترنت عمل میکنند، چالشهای مربوط به صحت اطلاعات، سوگیریهای الگوریتمی و آسیبپذیری در برابر سوءاستفاده افزایش مییابد. شرکتها باید تعادل میان سرعت نوآوری و مسئولیتپذیری اجتماعی برقرار کنند؛ و این تعادل میتواند دلیل دیگری برای احتیاط شرکتهای بزرگی مثل گوگل باشد که نمیخواهند ریسکهای قانونی یا ضربه به اعتماد کاربران را به سرعت افزایش دهند.
آلتمن رقابت در حوزه هوش مصنوعی را هم استراتژیک و هم تابع زمان میبیند: منابع دادهای عمیق گوگل به آن قدرت درازمدت دادهای میدهد، اما تردیدها و تأخیرهای اولیه فضای لازم را برای اوپنایآی فراهم کرد تا شتاب بگیرد و مدلی جدید برای نحوه کارکرد جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی و تبلیغات ارائه دهد. آینده رقابت احتمالاً ترکیبی از بازیگران متمرکز بر مدل، شرکتهای پلتفرمی بزرگ و سازوکارهای تجاری نوآورانه خواهد بود. هرچند گوگل میتواند به تدریج با استفاده از دادهها و زیرساخت خود دوباره میدان را تنگ کند، اما تجربه نشان میدهد که بازاری که مدلهای مکالمهای و تجربههای جدید را پذیرفته، ممکن است به سختی به تجربههای قدیمی بازگردد.
منبع: smarti
ارسال نظر