3 دقیقه
تصور کنید وارد پمپی میشوید نه از طریق یک دیورامای موزه، بلکه از طریق صحنهای خیابانی که هوش مصنوعی خلق کرده: دکانهای رنگارنگ، گفتوگو در فضا، نور خورشید که بر مرمر میتابد انگار هیچ فورانی رخ نداده است. این همان نمایی است که گوگل امیدوار است پس از ادغام مدل تصویر نانو بانانا با گوگل ارث ارائه دهد: یک مولد مبتنی بر فرمان و آگاه به موقعیت که دادههای نقشه واقعی را روی بازسازیهای خلاقانه میگذارد.
به گزارش ورج، این ابزار هدفش تولید تصاویر زیبا فراتر از آن است. یکی از کاربردهای برجستهاش چیزی است که گوگل «تصویرسازی گذشته» مینامد: به مدل مختصات جغرافیایی و چند سرنخ توصیفی بدهید و پیشنهاد میدهد که یک خرابه در اوج شکوهش چگونه به نظر میرسیده. اگر برای پمپی در سال ۷۸ میلادی درخواست دهید، نانو بانانا یک خیابان شلوغ رومی را ترسیم میکند، یک بازسازی سینمایی و عاطفی که از نقشهنگاری و تخیل هوش مصنوعی ساخته شده است.

این جلوه سینمایی هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف آن است. حقیقت کوتاه و صریح: عکسهای ماهوارهای از امپراتوری روم وجود ندارد. آنچه نانو بانانا ارائه میدهد حدسهای آگاهانهای است متصلبافته از نقشههای مدرن، منابع تاریخی و دادههای آموزشی مدل. نتایج میتوانند چشمنواز باشند. همچنین میتوانند گمراهکننده باشند. پژوهشگران و تاریخنگاران بارها هشدار میدهند: این تصاویر تفسیریاند، نه مستند و قطعی.
خارج از حوزه بازسازیهای باستانی، گوگل ارزش عملی برای برنامهریزان و معماران میبیند. توسعهدهندگان میتوانند قطعات خالی را تصویرسازی کنند، تغییرات در بافت شهری را آزمایش کنند یا طرحهای اولیه را بدون راهاندازی نرمافزارهای سنگین طراحی به کمک رایانه شبیهسازی نمایند. این فرایند ایدهپردازی سریع است؛ مهندسی نهایی نیست. زمانی که مجوزها، بودجهها و ایمنی مطرح باشند، تیمهای حرفهای هنوز به رندرهای دقیق سهبعدی و مدلهای سازهای واگذار میکنند.

شاید کاربردیترین ویژگی بلافاصله، ساخت اینفوگرافیکهای سفارشی باشد. نانو بانانا را به سمت یک نماد جهانی بگیرید و میتواند یک پرونده تصویری بازگرداند: تصاویر زمینهای، مصالح ساخت، ارتفاعها و یک مقدمه تاریخی کوتاه. مثلاً مجسمه آزادی میتواند بهصورت یک گرافیک جمعوجور با حاشیهنویسیها و اندازهگیریهای لایهای بازگردد. مفید؟ بله. کامل؟ نه. جزئیات متنی و سازهای تولیدشده توسط چنین مدلهایی ممکن است حاوی توهمسازی یا اشتباهات واقعیتنما باشند.
صحنههای تولیدشده بازسازیهای تخیلیاند، نه شواهد باستانشناختی. برای سختتر کردن سوءاستفاده، گوگل خروجیهای نانو بانانا را با واترمارکهای سینثآیدی علامتگذاری خواهد کرد تا بین تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی و عکسهای آرشیوی و اسناد تأییدشده تمایز قائل شد.

تماشای نقشهای که بازاری گمشده را دوباره پدید میآورد یا دیدن یک قطعه زمین خالی که با معماری فرضی پوشیده شده، هیجان عجیبی دارد. مسئولیت هم وجود دارد—گردآورندگان، معلمان و کاربران عادی باید این بازسازیها را بهعنوان نمونههای احتمالی تلقی کنند، نه جایگزینی برای پژوهش علمی و مستند. در نهایت، نانو بانانا یک شتابدهنده خلاقانه است: ایدهها را سریع میسازد، کنجکاوی را برمیانگیزد و ما را به طرح پرسشهای بهتر درباره گذشته و آینده ترغیب میکند.




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.