4 دقیقه
وقتی در فید لینکدین اسکرول میکنید ممکن است حس آشناپنداری به شما دست بدهد: پستهای بلیغ، کشفهای شغلی و نثری بینقص. آنها مثل یک همکار مورداعتماد بهنظر میرسند. اما واقعیت این است که نویسندهشان یک همکار انسانی نبوده است.
شرکت پِنگرام، یک شرکت تشخیص هوش مصنوعی، طی بازهای دو ماهه نزدیک به یک میلیون پست را از طریق ابزارهای خود بررسی کرد و الگوی غافلگیرکنندهای را نشان داد. نشریه فست کمپانی در گزارش خود نوشت: در لینکدین بیش از ۴۰ درصد پستهای بیش از ۲۵۰ کلمه بهنظر میرسند که کاملاً توسط هوش مصنوعی نوشته شدهاند. این رقم تنها بالا نیست. وقتی در نظر بگیرید که این پلتفرم تنها حدود یکسوم نمونه کلی را تشکیل میداد اما تقریباً دوسوم محتوای شناساییشده به عنوان تولیدشده توسط هوش مصنوعی را تولید کرد، حیرتآور است.
بیش از ۴۰ درصد پستهای طولانی لینکدین کاملاً توسط هوش مصنوعی نوشته شده بودند.
چرا لینکدین پیشتاز است
به محرکها فکر کنید. لینکدین وضوح، اعتبار و روایتهای مفید که باعث تعامل میشوند را پاداش میدهد. دقیقاً همین خروجیها را ابزارهای نویسندگی هوش مصنوعی برای تولید آموزش میبینند. پِنگرام دریافت که پستهای اصلی در لینکدین ۱٫۳۵ برابر بیشتر احتمال داشت توسط هوش مصنوعی تولید شده باشند تا کامنتها. حتی کامنتها، که معمولاً غیررسمیتر در نظر گرفته میشوند، شیوع بالاتری از حضور هوش مصنوعی نسبت به پستهای اصلی در شبکههای دیگر نشان دادند.
ایکس، پلتفرمی که قبلاً با نام توییتر شناخته میشد، نیز با محتوای طولانی تولیدشده توسط ماشین پر شده است: حدود ۲۵ درصد از پستهای طولانی کاملاً توسط هوش مصنوعی نوشته شده بودند و ۲۳ درصد دیگر با کمک هوش مصنوعی تولید شدند. ساباستک، شاید تعجبآور نباشد، کمترین سهم را در میان پلتفرمهای متنی دارد اما مصون نیست. بیش از یکپنجم پستهای ساباستک نشانههایی از خلق یا ویرایش توسط هوش مصنوعی داشتند.

روششناسی اهمیت دارد: اندازهگیریهای پِنگرام از محتوایی حاصل شد که از طریق افزونه کروم آنها در لینکدین، ایکس، مدیوم، ردیت و ساباستک مشاهده شده بود. آن نقطهنظر کامل نیست. ابزارهای تشخیص دارای مثبت کاذب و منفی کاذب هستند. با این حال، وقتی سیگنالهای متعدد به یک جهت اشاره میکنند، یک الگو پدیدار میشود.
این چه معنایی برای خوانندگان و نویسندگان دارد؟ اصالت اکنون یک ردهبندی تازه پیدا کرده است. محتواهای انسانی، خروجیهای کاملاً خودکار و یک منطقه خاکستری گسترده از همکاری انسان و هوش مصنوعی وجود دارد که در آن فرمانها، ویرایشها و پرداختهای نهایی مالکیت اثر را مبهم میکنند. برای خواننده، این تفاوت اهمیت دارد. برای برندها و استخدامکنندگان، این موضوع نحوه ارزشگذاری بر صداها و قضاوت درباره اعتبار را تغییر میدهد.
احتمالاً مقررات و سیاستهای پلتفرمها نیز تغییر خواهند کرد. پلتفرمها با یک عمل متعادلسازی مواجهاند: اجازه دادن به ابزارهایی که بهرهوری و حجم محتوا را افزایش میدهند در حالی که باید اعتماد و شفافیت را هم حفظ کنند. شرکتهای تشخیص و ناشران از پیش در حال رقابت برای برچسبگذاری یا علامتگذاری متنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی هستند، اما برچسبگذاری بهتنهایی انگیزههای اساسی که تولید انبوه پستهای صیقلخورده را تشویق میکنند حل نخواهد کرد.
نویسندگان باید از خود سؤال دقیقتری بپرسند: آیا هوش مصنوعی دیدگاه واقعی را تقویت میکند یا صرفاً یک دیدگاه ساختگی تولید میکند؟ از ابزار استفاده کنید، اما دیدگاهتان را برونسپاری نکنید. در عین حال، خوانندگان میتوانند به سه نشانه سریع توجه کنند: مشخص بودن تجربه، جزئیات ناهموار یا کوچک که زمینه زیسته را آشکار میکنند، و صدایی که اشتباهاتی به سبک انسانها دارد. اینها برای مدلها سختتر است که به طور مداوم جعل کنند.
فرصتهایی در دل این اختلال پنهان شده است. هوش مصنوعی میتواند ایدههای خوب را سریعتر بیرون بکشد و به مردم کمک کند ساختار استدلالهای بهتری بسازند. میتواند خالقان را از تکلیف خستهکننده پیشنویسها آزاد کند. اما وقتی فید یک پلتفرم به کارخانهای از روایتهای تقریباً یکسان و بهینهشده توسط الگوریتم تبدیل شود، ظرافت و اصالت هزینه میپردازند.
انتظار داشته باشید گفتگو تسریع شود. تشخیص بهبود خواهد یافت. سیاستها تغییر میکنند. و ارزشمندترین پستها آنهایی خواهند بود که خود را شبیه سایر بهروزرسانیهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی نشان نمیدهند. همین امر باعث میشود آنها برجسته شوند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.