3 دقیقه
تصور کنید شرکتی که وعده میدهد ردپای کربنیاش را کاهش دهد و در عین حال زمینهساز موج بعدی هوش مصنوعی باشد، سپس ببیند انتشارها انگار خودبهخود بالا میروند. به بیان صریح، این اعتراف گوگل در گزارش محیطزیستی ۲۰۲۶ آن است.
اعداد چشمگیرند. گوگل میگوید تقاضای برقش از ۲۰۱۹ تا کنون ۲۵۰٪ افزایش یافته، عمدتاً بهخاطر توسعه سریع زیرساختهای هوش مصنوعی. تنها بین ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ این شرکت جهشی ۳۷٪ سالبهسال در تقاضای برق ثبت کرد، پس از افزایش ۲۷٪ در سال قبل. انتشار گازهای گلخانهای نیز تقریباً ۱۸٪ در همان بازه افزایش یافت، همزمان با راهاندازی مراکز داده جدید و سختافزار قدرتمند هوش مصنوعی.
چه چیزی تغییر کرد؟ این تغییر هم فنی و هم راهبردی است. آموزش مدلهای هرچه بزرگتر و ارائه سرویسهای هوش مصنوعی بلادرنگ نیازمند چیپهای تخصصی، خوشههای متراکم سرور و سیستمهای خنککننده عظیم است. چنین ظرفیتی خودبهخود بهوجود نمیآید: برنامهریزی، ساخت و تغذیه آن با برق در مقیاس وسیع انجام میشود. گزارش گوگل بهطور مستقیم این سرمایهگذاریها را عامل اصلی افزایش مصرف انرژی و انتشارها معرفی میکند.
گوگل هوش مصنوعی را هم بهعنوان ابزار و هم بهعنوان مسئولیت چارچوببندی میکند. این شرکت پروژههایی را برجسته میکند که در آنها یادگیری ماشین به بهینهسازی شبکههای برق، کاهش ضایعات و افزایش کارآیی در ساختمانها و حملونقل کمک میکند. همچنین به تلاشهای مهندسی برای افزایش کارایی به ازای هر وات در مراکز دادهاش اشاره میکند و در هر جا ممکن است مصرف آب و برق را کاهش میدهد.

با این حال، چارچوببندی و واقعیت از هم فاصله دارند. ناظران صنعتی و فعالان محیطزیست اعداد را متفاوت میخوانند: برای بسیاری، رونق هوش مصنوعی اکنون به مثابه وجدان سرزنشگر در روایات سبز شرکتهاست. سرمایهگذاریهایی در انرژی پاک وجود دارد، اما بهنظر میرسد گوگل افزایش انتشار کربن را هزینهای کوتاهمدت برای پیروزی در مسابقه هوش مصنوعی میداند.
آیا این یک معامله صادقانه است یا بهانهای راحت؟ این پرسش اهمیت دارد زیرا چارچوب مقرراتی کمرنگ است. بدون قوانین جامع که گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی را به معیارهای محیطزیستی قابل اندازهگیری پیوند دهد، شرکتها میتوانند گسترشهای عظیم را اجتنابناپذیر توجیه کنند. نتیجه یک شکاف سیاستی است که رشد سریع را جلوتر از تعهدات اقلیمی قرار میدهد.
ابزارهای فنی قابل اعمالی وجود دارد. حرکت در جهت خرید برق پاکتر، بهبود کارایی چیپها، بازاندیشی در معماری مدلها و اولویتدهی به استنتاج محلی بهجای آموزش متمرکز همگی میتوانند تقاضا را کاهش دهند. اما اینها انتخابهای پیچیدهای هستند که زمان و هزینه میطلبند، منابعی که در میدان رقابتی شدید تحت فشار تمایل به رشد سریع قرار میگیرند.
گزارش خود گوگل مانند هشداری است: رقابت برای تسلط بر هوش مصنوعی در زمان واقعی در حال بازشکلدهی انتشارهای شرکتی است و تلاشهای فعلی کاهش اثرات همگام با آن پیش نمیروند.
برای سیاستگذاران و عموم، نتیجهگیری روشن است: بلندپروازی فناورانه به محدودیتها نیاز دارد. در غیر این صورت پیشرفت بر بستر شبکهای بزرگتر و با صورتحساب اقلیمی سنگینتر خواهد آمد. چه کسی اصرار خواهد کرد که آینده هوش مصنوعی به قیمت افزایش انتشارها رقم نخورد؟




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.