3 دقیقه
تصور کنید کلماتی ظاهر شوند در جایی که تنها سکوت هست. برای میلیونها نفری که بهخاطر بیماریهای تحلیلبرندهٔ عصبی یا آسیب شدید مغزی توانایی صحبتکردن را از دست دادهاند، سکوت توقفی موقت نیست، بلکه واقعیت روزمره است. متا میگوید نسخهٔ دوم برینتوکیورتی میتواند این وضعیت را تغییر دهد.
در آزمایشگاهی که افکار به حروف تبدیل شدند
پژوهشگران در سن سباستین از نه داوطلب سالم، ۲۵ تا ۵۶ ساله، خواستند در ده جلسه بیش از ۲۵۰۰ جمله را تایپ کنند در حالی که دستگاه مگنتوانسفالوگرافی (مگ) بر تن داشتند. آن دستگاه میدانهای مغناطیسی بسیار کوچک تولیدشده توسط نورونهای در حال فعالیت را شناسایی میکند. فعالیت ثبتشدهٔ مغز، همراه با متن تایپشده، دادههای آموزشیای تولید کرد که مدل را برای نگاشت سیگنالهای عصبی به زبان آموزش داد.
افزایش عملکرد چشمگیر بود. جایی که نسخهٔ اول برینتوکیورتی حدود ۴۸ درصد دقت در سطح کلمه را داشت، نسخهٔ دوم در بهترین اجراها به حدود ۷۸ درصد رسید. از نظر عملی، این بهبود به این معنی است که اغلب جملات رمزگشاییشده حداکثر دارای یک کلمهٔ نادرست بودند. تیم پژوهشی همچنین حقیقت سادهای را یادآور میشود: دادهٔ آموزشی بیشتر برابر است با رمزگشایی بهتر.

چگونه به این نقطه رسیدند؟ مهندسان از تکنیکهای شناسایی الگو که توسط مدلهای زبان بزرگ رایج شدهاند، استفاده کردند. این روند در سه مرحله اجرا میشود. نخست، یک شبکهٔ عصبی سیگنالهای خام مگ را به توکنهایی شبیه حروف تبدیل میکند. سپس یک همترازشکن آن توکنها را دوباره به کلمات نامزد کنار هم میسازد. در نهایت، یک مدل زبان بزرگ خروجی را نرم کرده و به جملاتی روان و معنادار تبدیل میکند.
مزایایی روشن وجود دارد. از آنجا که نسخهٔ دوم برینتوکیورتی از مگ غیرتهاجمی به جای چیپهای کاشتهشده استفاده میکند، راهی برای برقراری ارتباط ارائه میدهد که نیاز به جراحیهای پرخطر مغز را حذف میکند. افراد مبتلا به سندرم لاکاین، اسالاس و شرایط مشابه ممکن است روزی بتوانند بدون کاشت ایمپلنت با این فناوری خود را بیان کنند.
متا این دستاورد را در انحصار نگه نداشته است. این شرکت کد پایهٔ هر دو نسخهٔ اول و دوم را متنباز منتشر کرده و از پژوهشگران سراسر جهان دعوت کرده تا کار را بازتولید، اعتبارسنجی و گسترش دهند. این شفافیت میتواند پژوهش پزشکی را تسریع کند و به تیمها کمک کند تا دادهها و تدابیر ایمنی لازم در این حوزه را مقیاسبندی کنند.

با این حال، چالشهایی باقی است. سامانههای مگ بزرگ و گرانقیمت هستند و در عمل بیماران واقعی سیگنالهای آشفتهتری نسبت به داوطلبان سالم نشان میدهند. پرسشهای مربوط به حریم خصوصی و رضایت زمانی که ماشینها شروع به رمزگشایی افکار میکنند، واقعی و فوریاند. آزمونهای بالینی، مجموعهدادههای متنوعتر و چارچوبهای اخلاقیِ دقیق تعیین میکنند که آیا این موفقیت آزمایشگاهی به ابزاری قابلاطمینان برای بیماران تبدیل خواهد شد یا نه.
فعلاً برینتوکیورتی نسخهٔ دوم شبیه یک نقطهٔ عطف بهنظر میرسد: نشان میدهد رمزگشایی غیرتهاجمی عصبی از آزمایشهای امیدبخش به سمت امکانپذیری عملی در حال حرکت است. گامهای بعدی تعیین خواهند کرد که این امکان چقدر سریع به یک چراغ نجات تبدیل میشود.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.