3 دقیقه
تصور کنید صبحی از خواب بیدار میشوید و واریزی غیرمنتظرهای از خزانه به حساب بانکیتان آمده است. هیچ فرم، هیچ شرطی، فقط پولی که وارد حسابتان میشود. این تصویر، پایهٔ پیشنهادی است که اخیراً ایلان ماسک مطرح کرده است؛ او پیشنهاد داده خزانهٔ ایالات متحده مستقیماً وجه نقد به شهروندان بفرستد تا آثار اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی و رباتیک را کاهش دهد.
ماسک، که بهتازگی به عنوان اولین تریلیونر جهان سرخط خبرها شده است، این ایده را در ایکس مطرح کرد. استدلال او ساده اما نگرانکننده است: هرچه ماشینها کالاها و خدمات را سریعتر و ارزانتر تولید کنند، سمت عرضه اقتصاد ممکن است افزایش یابد در حالی که قدرت خرید عقب میماند. وقتی تولید سریعتر از عرضهٔ پول رشد کند، نگرانی او تورم نیست. نگرانی او فروپاشی تقاضا و رکود در بازار کار است، بهویژه زمانی که اتوماسیون شغلها را جایگزین میکند.
وقتی ثروت فناوری و سیاست عمومی به هم میرسند
این پیشنهاد در خلأ مطرح نشد. بخشی از آن پاسخ مستقیمی به نگرانیهایی بود که جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در یک پادکست اخیر مطرح کرد. ونس هشدار داد که برخی رهبران فناوری، از جمله ماسک و مدیرعامل OpenAI، سم آلتمن، ممکن است سناریوهای آخرالزمانی دربارهٔ هوش مصنوعی را بهعنوان استراتژی بازاریابی برای شرکتهایشان ترسیم کنند. او همچنین یک دغدغهٔ سیاسی را مطرح کرد: اگر شرکتهای پیشرو در هوش مصنوعی در دهههای آینده ارزشهای عظیمی بهدست آورند، ممکن است این ثروت به کارگران عادی نرسد.

ونس و دیگران در دولت کنونی به دنبال راههایی هستند تا از آیندهای که در آن ثروت بدون کنترل در دست چند شرکت متمرکز میشود جلوگیری کنند. یکی از ایدهها این است که دولت سهام شرکتهای پیشگام در زمینهٔ هوش مصنوعی را در اختیار گیرد و از این داراییها برای تأمین مالی نوعی صندوق ثروت ملی استفاده کند. اگر آن شرکتها به کسبوکارهایی با ارزش تریلیونها یورو تبدیل شوند، دولت در سود سهیم خواهد شد و درآمد حاصل را برای حمایت از رفاه عمومی به کار خواهد گرفت.
این رویکرد در کنار پیشنهاد سادهتر و فوریتر ماسک یعنی انتقالهای مستقیم از خزانه قرار میگیرد. او معتقد است که نگه داشتن پول در جریان بین خانوارها تقاضا برای کالاها را حفظ میکند، از رکود عمیق جلوگیری میکند و تأثیر اجتماعی اتوماسیون را کاهش میدهد. منتقدان میگویند این راهحل از پرسشهای گستردهتری پیرامون اشتغال، کار معنادار و کنترل بر فناوریهایی که جامعه را بازآرا میکنند، عبور میکند.
این بحث مجموعهای از سوالات عملی و فلسفی را مطرح میکند. پرداختهای مستقیم چگونه اندازهگیری و زمانبندی خواهند شد؟ آیا آنها به حقوق دائمی تبدیل میشوند یا اقدامات اضطراری موقتی هستند؟ آیا سهام دولتی در شرکتهای هوش مصنوعی میتواند انگیزههای مغرضانه یا پیچیدگیهای سیاسی ایجاد کند؟ و چه کسی تصمیم میگیرد که کی و چگونه منافع فناوری باید بازتوزیع شود؟
در هر صورت مزایا و هزینههایی وجود دارد. پول نقد مستقیم میتواند سریع و قابل مشاهده باشد، ابزاری خام برای تقویت تقاضا. سهام دولتی هدفش منافع مشترک بلندمدت است، اما مذاکره و مدیریت آن پیچیده است. گفتگو همچنین به اندازه مسائل اقتصادی جنبهٔ سیاسی دارد: پول در دست مردم قدرت را تغییر میدهد، نه فقط قیمتها.
هر مسیر انتخاب شود، واقعیت محوری این است: هوش مصنوعی فقط یک مشکل فنی نیست. این موضوع جوامع را وادار خواهد کرد تا بازاندیشی کنند دربارهٔ نحوهٔ توزیع ثروت و کار.
منتظر پیشنهادهای بیشتر، لحنهای تندتر و سیاستهای تجربی باشید. دههٔ آینده آزمونی خواهد بود برای اینکه آیا نهادهای دموکراتیک میتوانند به اندازهٔ کافی سریع سازگار شوند تا منافع اتوماسیون را به سوی رفاه گسترده تقسیم کنند، یا اینکه ثروت همچنان در گوشهای کوچک از اقتصاد متمرکز باقی میماند.
.avif)















نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.