10 دقیقه
مقدمه
تب و تاب اطراف هوش مصنوعی مولد (Generative AI) فروکش کرده است و بههمراه آن یک واقعیت تلخ برای بسیاری از شرکتهای نوپا آشکار شده است: هر مدل کسبوکاری که روی مدلهای زبانی بزرگ (مدلهای پایه) ساخته شده، لزوماً زنده نمیماند. سؤال اکنون ساده و بیرحم است — چه کسانی واقعاً یک «حلقه دفاعی» (moat) دارند؟
فشار بر دو گونه مشخص از استارتاپها
دارن مووری، یکی از مدیران ارشد گوگل، میگوید دو الگوتایپ مشخص از استارتاپها تحت فشار سنگین قرار دارند: پوششهای لایهای روی مدلهای زبانی بزرگ (LLM wrappers) و تجمیعکنندههای چندمدلی (multi-model aggregators). هر دو از موج دسترسی آسان به مدلهای پایه استفاده کردند، اما آن بادِ کمکی بهسرعت در حال محو شدن است.
پوششهای لایهای روی مدلهای زبانی بزرگ (LLM wrappers)
پوششهای LLM عبارتاند از لایههای محصول و رابطهای کاربری زیبایی که روی مدلهای شخص ثالث ساخته شدهاند. مثالی از این نوع محصول میتواند یک اپلیکیشن کمک درسی برای دانشآموزان یا یک دستیار کدنویسی باشد که به مدل یک ارائهدهنده بزرگ تکیه دارد اما جریان کاری سفارشیشدهای اضافه کرده است. این محصولات در ابتدا ممکن است ارزشمند بهنظر برسند: سریع عرضه میشوند، کاربران را جذب میکنند و تجربهای خوشایند ارائه میدهند. با این حال، اگر تنها چیزی که در مالکیت دارید یک رابط کاربری زیباتر باشد، مالکیت چندانی ندارید.
چالشهای اصلی پوششهای LLM شامل موارد زیر است:
- وابستگی به مدلهای شخص ثالث و ریسک تغییر قیمت یا دسترسی
- امکان کپیبرداری آسان توسط همان ارائهدهندگان مدل یا رقبای بزرگ
- کمبود داراییهای دفاعپذیر مانند دادههای اختصاصی، تخصص عمقی حوزه یا مدلهای دقیقتر
تجمیعکنندههای چندمدلی (Aggregators)
تجمیعکنندهها پلتفرمهایی هستند که یک API یا رابط واحد برای چند مدل زیرساختی ارائه میدهند. بهصورت نظری، تجمیع مشکل تکهتکه شدن عرضهکنندگان مدل را حل میکند و برخی بازیگران مانند Perplexity و OpenRouter از طریق مانیتورینگ، منطق مسیریابی و قابلیتهای رصدپذیری (observability) ارزش واقعی افزودهاند. با این حال، با توسعهٔ ارائهدهندگان مدل بزرگ در سمت امکانات سطح سازمانی و گزینههای قیمتگذاری متنوع، حاشیهٔ سود واسطهها کوچک میشود. وقتی یک ارائهدهنده میتواند پشتهٔ سازمانی یکپارچه و آمادهٔ استفاده ارائه کند، چرا شرکتها باید به یک واسطه پول پرداخت کنند؟
استثناها: چه کسانی موفق شدهاند؟
برخی استارتاپها از این قاعده بیرون هستند. شرکتهایی مانند Cursor در ابزارهای توسعهدهنده یا Harvey در فناوری حقوقی روی مالکیت فکری عمیق و دفاعپذیر سرمایهگذاری کردهاند — دادههای اختصاصی، تخصص عمودی، مدلهای دقیقتر (fine-tuned)، یا یکپارچگیهای منحصر به فرد — و اینها به آنها توان ماندگاری داده است. اما این موارد نیازمند ساخت از درون بودهاند: جمعآوری دانش مخصوص حوزه، مهندسی خطوط دادهٔ اختصاصی، و مذاکره برای قراردادهای واقعی سازمانی. نه هر بنیانگذاری حاضر است و نه هر بنیانگذاری میتواند چنین بار سنگینی را به دوش بکشد.
ویژگیهای مشترک کسبوکارهای موفق
- دادههای تخصصی و اختصاصی حوزه که رقبا بهسادگی نمیتوانند بهدست آورند
- مدلهای تنظیمشدهٔ دقیق یا معماریهای سفارشی که برای یک کاربرد عمودی بهینه شدهاند
- یکپارچگیهای عمیق با فرایندهای سازمانی مشتریان و قراردادهای بلندمدت
- تجربه و تخصص دامنهای که به خدمات مشاوره و آموزش نیز قابل تبدیل است
رابطه با ابرمحاسبات و تاریخچهٔ تحول
تشابهها با دورهٔ اولیهٔ محاسبات ابری (cloud computing) چشمگیر است. در آغاز عصر ابر، بسیاری از استارتاپها تلاش کردند بهعنوان دلالان کلی زیرساخت عمل کنند. با گذر زمان، تنها شرکتهایی که روی امنیت، مهاجرت یا سرویسهای عمودی دقیق تمرکز کردند، بهموفقیت رسیدند. مووری اشاره میکند که چشمانداز هوش مصنوعی نیز به همین سو در حرکت است: تخصصگرایی و داراییهای دفاعپذیر بیشتر از پوششهای سطحی یا لایههای سادهٔ وصلهپینهای اهمیت دارند.
چه درسی از تاریخ ابرآموزی داریم؟
- واسطهگری عمومی اغلب با ورود بازیکنان بزرگ از بین میرود.
- خدمات تخصصی و عمودی که مشکلات ملموس کسبوکارها را حل میکنند، قابلیت تداوم بیشتری دارند.
- روابط بلندمدت با مشتری و قراردادهای سازمانی، هزینهٔ سوئیچ (switching cost) را افزایش میدهد.
چالشهای فنی و تجاری برای بنیانگذاران
برای بنیانگذاران، این یک دوراهی استراتژیک است: محصولی بسازید که دارای مالکیت فکری واقعی و یکپارچگی عمیق با مشتریان باشد، یا اینکه فرض نکنید بازار تابِ یک تجربهٔ کاربری سطحی دیگر که به مدلِ دیگری متصل است را خواهد پذیرفت. سرمایهگذاران هماکنون سؤالهای سخت دربارهٔ حلقهٔ دفاعی، حاشیهها و ارزش بلندمدت میپرسند.
مسائل فنی که باید در نظر گرفته شوند
- چگونگی ساخت و نگهداری خطوط دادهٔ اختصاصی و امن (data pipelines)
- نیاز به تنظیم مدل (fine-tuning) برای عملکرد بهتر در حوزهٔ خاص
- معماریهای ترکیبی که از چند مدل و چند منبع داده استفاده میکنند بدون از دست رفتن قابلیت نگهداری
- قابلیتهای رصدپذیری (observability) و کنترل کیفی پاسخ الگوریتمی
چالشهای تجاری و بازاریابی
- تبیین مزیت رقابتی در برابر ارائهدهندگان بزرگ و پلتفرمها
- ساخت مدلهای کسبوکاری که شامل قراردادهای سازمانی و درآمد تکرارشونده باشد
- حفظ اعتماد مشتری در خصوص حریم خصوصی و مالکیت دادهها
راهبردهای پیشنهادی برای ساخت حلقهٔ دفاعی
اگر در تیم شما تصمیم به ادامه مسیر در فضای هوش مصنوعی گرفته میشود، چند راهبرد کلیدی وجود دارد که احتمال بقا و رشد را افزایش میدهد:
1. سرمایهگذاری روی دادههای اختصاصی و دانش دامنهای
دادهٔ اختصاصی و دانش تخصصی حوزه اهمیت زیادی دارند. جمعآوری، پاکسازی، برچسبزنی و نگهداری دادههای با کیفیت بالا هزینهبر است اما تبدیل به یک مزیت رقابتی میشود که رقبا بهسختی میتوانند کپی کنند. این دادهها میتوانند شامل مدارک حقوقی در یک محصول حقوقی، سوابق پزشکی در یک محصول سلامت، یا مخازن کد منحصر بهفرد در ابزارهای توسعهدهنده باشند.
2. ساخت مدلهای تنظیمشده و معماریهای سفارشی
تنظیم دقیق (fine-tuning) یا آموزش افزایشی (continual learning) برای نیازهای خاص مشتریان، کارایی و دقت را بالا میبرد. این فرایندها وقتی با خطوط دادهٔ اختصاصی ترکیب شوند، یک لایهٔ دفاعی ایجاد میکنند که دشوار است جایگزین شود.
3. تمرکز بر یک عمق عمودی خاص بهجای فراگیری افقی
تمرکز عمودی باعث میشود محصولات شما عمیقتر با فرایندهای کاری مشتریان ادغام شوند؛ مثلاً ابزارهای ویژهٔ حسابداری برای یک صنعت خاص یا راهکارهای حقوقی برای نوع خاصی از پروندهها. این نوع تخصصگرایی معمولاً منجر به قراردادهای سازمانی و درآمد بازگشتی میشود.
4. ارائهٔ قابلیتهای سازمانی و ویژگیهای سطح سازمانی
ویژگیهایی نظیر مدیریت دسترسی، گزارشدهی امنیتی، انطباق با قوانین حفاظت از دادهها (compliance)، و SLAهای مشخص، مشتریان سازمانی را جذب و نگه میدارد. وقتی ارائهدهندگان مدل این امکانات را اضافه میکنند، واسطهها باید چیزی بیشتر از یک API ساده ارائه دهند—مثلاً یک تجربهٔ سفارشی سازی عمیق یا ابزارهای تحلیل پیشرفته.
5. ساخت روابط بلندمدت و مدلهای درآمدی هوشمند
بستن قراردادهای بلندمدت، ارائهٔ خدمات مشاوره و ادغام با سیستمهای مشتریان باعث افزایش هزینهٔ تغییر (switching cost) میشود. مدلهای درآمدی ترکیبی—اشتراک، پرداخت بر اساس استفاده و خدمات حرفهای—میتوانند جریان نقدی پایدار ایجاد کنند.
دیدگاه سرمایهگذاران و معیارهای سنجش
سرمایهگذاران اکنون فراتر از رشد کاربران به شاخصهای بنیادینتر نگاه میکنند: آیا محصول شما دارای داراییهای قابل دفاع است؟ آیا حاشیهٔ سود چیزی فراتر از اختلاف قیمت مدلها و قیمت فروش وجود دارد؟ چقدر وابستگی به یک ارائهدهندهٔ مدل خاص وجود دارد؟
معیارهای کلیدی که سرمایهگذاران میپرسند
- منبع و کیفیت دادهها: آیا دادهها قابل مالکیت و نگهداری هستند؟
- هزینهٔ جذب مشتری و طول عمر مشتری (CAC و LTV)
- درآمدهای مستمر و حجم قراردادهای سازمانی
- ریسک تکنولوژیک: وابستگی به APIهای خارجی و ریسک تغییر سیاست یا قیمت
پیام نهایی برای بنیانگذاران
این لحظهٔ حساس، یک دوراهی واقعی برای بنیانگذاران است. آیا زمان آن رسیده که بهجای ارائهٔ یک تجربهٔ کاربری سطحی که روی مدل دیگران نشسته است، به داخل سازمانی و ساخت داراییهای دفاعپذیر بپردازیم؟ پاسخ روشن است: بازار تحمل یک UX سطحی دیگر را ندارد مگر اینکه پشت آن ارزش واقعی و قابلدفاعی وجود داشته باشد.
محصولاتی که فاقد حلقهٔ دفاعی قابل دفاع و تمایز سازمانی نباشند، در مرحلهٔ بعدی بلوغ هوش مصنوعی دوام نخواهند آورد.
نتیجهگیری: از عصر آربیتراژ به عصر مهندسی و تخصص گذار
عصر آربیتراژ آسان در حال پایان است؛ عصر مهندسی عمیق و تخصص دامنهای آغاز میشود. برای استارتاپها، سؤال حیاتی این است که میخواهید کدام مسیر را انتخاب کنید: رشد سریع و آسیبپذیری، یا سرمایهگذاری کندتر اما پایدار روی داده، مدل و ارتباطات سازمانی؟ تصمیم شما تعیینکنندهٔ بقا و رشد در بازار هوش مصنوعی مولد خواهد بود.

راهنمای عملی کوتاه: چکلیست برای بررسی کسبوکارتان
- آیا دادههای اختصاصی یا دسترسی به منابع دادهای دارید که رقبا ندارند؟
- آیا مدلها یا تنظیمات فنی وجود دارند که بهطور مشخص عملکرد شما را بهتر کنند؟
- آیا محصولات شما بهصورت عمیق با فرایندهای مشتریان ادغام میشوند؟
- آیا میتوانید قراردادهای سازمانی و درآمد تکرارشونده ایجاد کنید؟
- چه برنامهای برای کاهش وابستگی به ارائهدهندگان مدل پایه دارید؟
پاسخهای این پرسشها میتواند مسیر عملیاتی و استراتژیک شما را تعیین کند. در نهایت، شرکتهایی که منابع فنی و تجاری لازم برای تبدیل یک ایدهٔ زیبا به یک مزیت رقابتی واقعی را ندارند، باید انتظار داشته باشند که در مقابل بازیکنان بزرگ یا راهحلهای عمیقتر عمودی به مشکل بخورند.
پرسش نهایی
عصر فرصتهای آسان در گذشته است و عصر پیچیدگی و تخصص آغاز شده است. استارتاپ شما برای ماندن حاضر است از سطحینگری عبور کند و وارد کار مهندسی عمیق و جمعآوری داراییهای دفاعپذیر شود؟ انتخاب با شماست.
منبع: smarti
ارسال نظر