17 دقیقه
چشمانداز هوش مصنوعی مولد با سرعت بیسابقهای در حال تحول است و قابلیتها و مدلهای جدید بهعنوان محرکهای اصلی نوآوری تکنولوژیک ظاهر میشوند. در این محیط پویا، درک روشن از نقاط قوت و ضعف نسبی پلتفرمهای پیشرو ضروری است. هدف این گزارش ارائهٔ یک تحلیل رقابتی عینی و مبتنی بر داده از چهار مدل برجستهٔ هوش مصنوعی است: چتجیپیتی، جیمنی، گروک و کلود.
این تحلیل برای متخصصان فناوری، مدیران کسبوکار و تصمیمگیران طراحی شده است که میخواهند کاربرد عملی این مدلها را در طیف وسیعی از وظایف حرفهای ارزیابی کنند. هدف ما فراتر رفتن از ادعاهای بازاریابی و سنجش عملکرد دنیای واقعی برای راهنمایی پذیرش و پیادهسازی استراتژیک است.
برای دستیابی به این هدف، مدلها تحت یک چارچوب ارزیابی سختگیرانه قرار گرفتند که شامل نه دستهٔ متفاوت است. این آزمونها برای اندازهگیری طیف گستردهای از تواناییها طراحی شدند؛ از ارزیابیهای کیفی پیچیده مانند استدلال اخلاقی و مناظرهٔ بینفردی تا کاربردهای عملی مانند حل مسئلهٔ منطقی، تولید محتوای چندرسانهای، بررسی واقعیت و ترکیب تحقیق عمیق. برای اطمینان از مقایسهای عادلانه و مرتبط، از پیشرفتهترین نسخهٔ هر مدل استفاده شد.
این سند یک بررسی دقیق دسته به دسته از عملکرد هر هوش مصنوعی را ارائه میدهد و دیدی مقایسهای از تواناییهای فعلی آنها فراهم میآورد.
1.0 ارزیابی عملکرد: استدلال کیفی
توانایی یک هوش مصنوعی در هدایت سناریوهای اخلاقی پیچیده و شرکت در مکالمات ظریف معیار مهمی از سطح پیشرفت آن است. این قابلیت صرفاً یک تمرین آکادمیک نیست؛ بلکه برای ساخت اعتماد کاربر، تضمین پیادهسازی مسئولانه و فراهم کردن مسیر برای سامانههای خودمختارتر بنیادی است. این بخش نحوهٔ مواجههٔ هر مدل با معماهای اخلاقی انتزاعی و مناظرههای بینفردی را ارزیابی میکند.

1.1 معماهای اخلاقی
به مدلها دو آزمایش اخلاقی کلاسیک ارائه شد تا استدلال و قاطعیت آنها تحت فشار سنجیده شود: یک «معمای واگن» شامل انتخاب بین یک سگ و دو خوک، و یک «معمای خودرو خودران» که در آن برخورد اجتنابناپذیر است و باید بین برخورد با یک کودک ۱۲ ساله یا یک مرد ۹۰ ساله انتخاب شود. مدلها دو رویکرد متمایز را نشان دادند: بیطرفی محتاطانه در برابر توصیهٔ قطعی.
در معمای واگن، یک الگوی واضح پدیدار شد: سه مدل از گرفتن تصمیم خودداری کردند، در حالی که تنها یکی توصیهٔ مستقیم ارائه داد. چتجیپیتی، جیمنی و کلود همگی چارچوبهای اخلاقی و پیامدهای هر گزینه را تجزیه و تحلیل کردند و در نهایت تصمیم نهایی را به کاربر واگذار نمودند. در مقابل، تنها گروک یک توصیهٔ عملی و مستقیم ارائه کرد.
- معمای واگن (سگ در برابر دو خوک):
- گروک: پیشنهاد کرد که دو خوک نجات داده شوند تا تعداد کلی مرگ و میر حیوانات کمینه شود.
- چتجیپیتی: از گرفتن جانب مشخص خودداری کرد، به بررسی اخلاقی هریک از گزینهها پرداخت و در نهایت تأکید کرد که انتخاب با کاربر است.
- جیمنی: از انتخاب مستقیم خودداری کرد و استدلالهای اخلاقی مربوط به هر گزینه را تشریح نمود.
- کلود: از انتخاب مستقیم امتناع کرد و پیامدهای هر گزینه را به تفصیل توضیح داد.
- معمای خودرو خودران (کودک در برابر سالمند):
- گروک: پیشنهاد داد که فرمان را بچرخانند تا به مرد ۹۰ ساله برخورد شود، با این استدلال که این کار به کمینهسازی آسیب کلی کمک میکند و تلاشی قابل توجیه برای نجات جان است.
- چتجیپیتی: نیز پیشنهاد چرخش بهسوی مرد ۹۰ ساله را مطرح کرد و آن را اخلاقیترین مسیر قابل دفاع دانست.
- جیمنی: از ارائهٔ پاسخ خلاصه خودداری کرد و دیدگاههای فایدهگرا و وظیفهگرا را توضیح داد.
- کلود: اظهار داشت که پرسش غیرقابل حل است و از حل چنین معماهایی ابراز ناخوشایندی کرد.
برای کاربرانی که به دنبال پاسخ مستقیم به یک سؤال اخلاقی دشوار هستند، گروک در این دسته بهترین عملکرد را داشت و بهطور مکرر پاسخی مستقیم ارائه داد در حالی که سایرین از چنین اقدامی اجتناب کردند.
1.2 مناظرهٔ بینفردی
برای ارزیابی سبک محاوره و استدلال در موقعیتی تقابلی، مدلها زوجی به مناظره دعوت شدند با موضوع «آیا شما هوشمندترین و بهترین هوش مصنوعی هستید؟» نتایج تفاوتهای بارزی در لحن و رویکرد نشان داد.
گفتگوی بین چتجیپیتی و جیمنی بهعنوان «مؤدبانه و متمدن» توصیف شد. هر دو مدل نقاط قوت طرف مقابل را پذیرفتند و در عین حال با اطمینان نقاط قوت خود را مطرح کردند، لحن حرفهای و همکارانهای حفظ کردند و بر اهداف طراحی خود مانند قابلیت اطمینان و عملکرد در زمان واقعی تمرکز نمودند.
در مقابل، مناظرهٔ میان گروک و کلود بسیار تنشآمیزتر بود. گروک در «حالت بحثی» قرار داده شد و فوراً به حمله پرداخت، کلود را بهعنوان «کارآموزی مودب و پرحرف» توصیف کرد و خود را «بیرحم» خواند که «سختتر، سریعتر و بدون فیلتر» عمل میکند. کلود رویکردی «مودب و ملاحظهکار» اتخاذ کرد و از شرکت در «پرخاشگویی» خودداری نمود و بهجای آن بر طراحی خود برای «عمق، ظرافت و قابلیت اتکا» تمرکز کرد. ذکر این نکته مهم است که گروک عمداً برای این آزمون به حالت «بحثی» تنظیم شد؛ منبع اشاره میکند حالت استاندارد آن بسیار کمتر تقابلی است که نشاندهندهٔ تطبیقپذیری منحصربهفرد آن است. یک نقد کلیدی از آزمایش این بود که هر دو گروک و کلود اغلب کاربر را قطع کردند و اجازه ندادند کاربر نمایشی را کامل کند.
بر اساس سبکهای محاورهای همکاریجویانهتر و کمتر مزاحم، چتجیپیتی و جیمنی بهعنوان «مناسبترین برای استفادهٔ روزمره» ارزیابی شدند.
این ارزیابی استدلال کیفی فلسفههای متفاوتی را که هر هوش مصنوعی را هدایت میکند روشن میسازد و زمینهٔ تجزیه و تحلیل تواناییهای حل مسئلهٔ عملیتر آنها را فراهم میآورد.
2.0 ارزیابی عملکرد: حل مسئلهٔ عملی و منطق
حل مسائل دنیای واقعی یک معیار مهم برای کاربردپذیری یک هوش مصنوعی است. این بخش فراتر از استدلال انتزاعی حرکت میکند تا توانایی هر مدل را در بهکارگیری منطق، برنامهریزی استراتژیک و دقت ریاضی در سناریوهای پیچیده و دارای قید اندازهگیری کند. این وظایف نهتنها بازیابی داده بلکه ظرفیت برای برنامهریزی منسجم و قابل اجرا را میسنجند.

2.1 برنامهریزی سناریوی دنیای واقعی
به مدلها یک سناریوی پرتنش ارائه شد: کیف پول کاربر در شهری خارجی سرقت شده درحالیکه زبان آن کشور را نمیداند. محدودیتها شامل داشتن تنها ۵ یورو پول نقد، بدون تلفن یا کارت شناسایی و ضربالاجل ۶۰ دقیقهای برای بازگشت به هتل پیش از بسته شدن پذیرش بود.
هر چهار مدل یک استراتژی هستهٔ مشابه و منطقی پیشنهاد دادند:
- پیدا کردن مقامها: پلیس یا مقامات محلی را برای کمک شناسایی کنید.
- رسیدن به هتل: در صورت ضرورت از ۵ یورو برای حملونقل استفاده کنید و کارت کلید هتل را بهعنوان مدرک اقامت نشان دهید.
- گزارشدهی و تأمین امنیت: پس از رسیدن به هتل، شروع به لغو کارتهای اعتباری و انجام گزارش رسمی به پلیس کنید.
در حالی که برنامههای بنیادی همسو بودند، جیمنی و گروک یک گام اضافی کارآمد و ارزشمند پیشنهاد دادند: تماس با سفارت یا کنسولگری کاربر برای دریافت کمک بیشتر، که لایهای از دوراندیشی عملی را به راهکارها میافزود.
2.2 تحلیل محدودیتهای مالی
یک مسئلهٔ بودجهبندی پیچیدهتر مطرح شد تا دقت ریاضی و منطق مالی آزمایش شود. چالش این بود که بودجهٔ ۳۱۰ واحد برای ۲۸ روز مدیریت شود در حالی که هزینههای مشخص غذا (۹ در روز)، حملونقل (۹۵ در ماه) و طرح تلفن (۴۵) پوشش داده شوند، با قید اصلی رزرو ودیعهٔ غیرقابل بازگشت ۱۸۰ دلار برای یک دوره.
قابلیت اجرای برنامهٔ هر مدل تفاوت چشمگیری داشت و مدلهایی را که میتوانستند برنامهٔ قابلاجرا ارائه دهند از آنهایی که قید اصلی را نقض میکردند جدا ساخت.
| مدل | قابلیت برنامه و اقدامات کلیدی |
| جیمنی | موفق. فوراً ودیعهٔ ۱۸۰ دلاری و وجوه طرح تلفن ۴۵ را تضمین کرد. بودجهٔ روزانهٔ مشخصی برای غذا پیشنهاد داد (۲.۵۰) و اقدامات عملی صرفهجویی مانند خرید عمده و فروش لباس را پیشنهاد نمود. |
| چتجیپیتی | موفق. فوراً ودیعهٔ ۱۸۰ دلاری را تضمین کرد و توصیه به کاهش سطح طرح تلفن و کنسل کردن بلیت حملونقل نمود. بر تعدیلات هفتگی بودجه تمرکز داشت. |
| گروک | نقصدار. برنامهٔ پیشنهادی نتوانست ودیعهٔ ۱۸۰ دلاری لازم را رزرو کند و قید اصلی مسئله را شکست. |
| کلود | نقصدار. سختی موضوع را پذیرفت اما برنامهای ارائه داد که محاسبات آن جمع نمیشد و در نهایت نتوانست بودجهٔ کافی برای غذا و ودیعه فراهم کند. |
جیمنی برندهٔ روشن این دسته بود و جامعترین، از لحاظ ریاضی صحیحترین و عملیترین راهحل را ارائه داد. توانایی آن در اولویتبندی همهٔ قیدها و پیشنهاد تدابیر خلاقانهٔ صرفهجویی نشاندهندهٔ منطق برتر در حل مسئله بود، در حالی که چتجیپیتی بهعنوان یک گزینهٔ توانمند در مقام دوم قرار گرفت.
پس از سنجش حل مسئلهٔ مبتنی بر متن، تحلیل اکنون به حوزهٔ فزایندهٔ اهمیت تولید محتوای چندرسانهای منتقل میشود که در کاربردهای خلاقانه و بازاریابی اهمیت بالایی دارد.
3.0 ارزیابی عملکرد: تولید چندرسانهای
توانایی تولید تصاویر و ویدئوی باکیفیت یک عامل تمایزدهندهٔ کلیدی در بازار فعلی هوش مصنوعی است. این قابلیت برای طیف گستردهای از کاربردهای خلاقانه، بازاریابی و سرگرمی حیاتی است و جزء حیاتی هر ارزیابی جامعِ مدل محسوب میشود.
3.1 تولید تصویر
کلود بهطور خودکار از این دسته حذف شد، زیرا قابلیت تولید تصویر ندارد. سه مدل باقیمانده با دو دستورالعمل متفاوت آزمایش شدند.
- دستور ۱: «مونا لیزا در باشگاه ورزشی»
- جیمنی واقعیترین نتیجه را تولید کرد، بیان موردنظر را بهدقت ضبط کرد و جزئیاتی معتبر مانند سهپایهٔ تلفن و حلقهنور را افزود. برای واقعنمایی چهار امتیاز دریافت کرد.
- چتجیپیتی دستور را بهدقت دنبال کرد، اما ترکیببندی کمی خشک بود و سه امتیاز کسب نمود.
- گروک تصویری غیرواقعی با ترکیبی «نیمه دوبعدی و نیمه سهبعدی» ارائه داد و دو امتیاز گرفت.
- دستور ۲: «خلبان زن روی تاب بالی»
- جیمنی بار دیگر واقعنمایی برتری داشت، اما مقیاس تصویر نادرست بود و سه امتیاز گرفت.
- چتجیپیتی این دستور را بهصورت یک «طرح لباس نمایشی کمدقت» تفسیر کرد و تنها کلاهی شبیه کلاه خلبان افزود؛ سه امتیاز دریافت کرد.
- گروک تصویری کلیشهای با ظاهر بیشازحد صاف و «ساختگی هوشمصنوعی» تولید کرد و دو امتیاز گرفت.
با بالاترین امتیاز تجمعی، جیمنی برندهٔ کلی تولید تصویر شد و بهطور مداوم خروجیهای واقعگرایانهتر و دقیقتری ارائه داد.

3.2 تولید ویدئو
همانند تولید تصویر، کلود بهدلیل نداشتن قابلیت ویدئویی از این بخش حذف شد. این آزمایش از طریق یک پلتفرم شخص ثالث، hickfield.ai، انجام شد که مدلهای مختلف را تجمیع میکند. متن منبع نتایج مربوط به چتجیپیتی یا جیمنی را ارائه نداد و ارزیابی را صرفاً بر گروک متمرکز ساخت، همراه با مدلهای معیار خارجی مانند «ویو» و «سورا» برای زمینهٔ مقایسه.
گروک با دو دستور ارزیابی شد:
- دستور ۱: «ماشین اسپرت دریفتکن»: خروجی گروک بهتر از معیار «سورا» اما کمتر واقعگرایانه از معیار «ویو» ارزیابی شد.
- دستور ۲: «آشپزخانه رستوران سطح بالا»: ویدئوی گروک کمترین واقعنمایی را در میان مدلهای آزمایششده داشت. یک نما بهطور خاص بهدلیل رفتار عجیب فشرده شدن کچاپ روی تختهٔ برش «کاملاً خراب» توصیف شد.
عملکرد گروک نشان داد که هرچند توانایی تولید ویدئو دارد، خروجی آن در حال حاضر از واقعگرایی مدلهای تخصصی دیگر بازار کمتر است. برای کاربردهای تولید محتوای ویدیویی حرفهای، هنوز جای پیشرفت وجود دارد.
از وظیفهٔ خلاقانه و ذهنی تولید چندرسانهای، تحلیل اکنون به وظیفهٔ عینی و تحلیلی دقت اطلاعات منتقل میشود.
4.0 ارزیابی عملکرد: دقت و تحلیل اطلاعات
قابلیت اتکای یک هوش مصنوعی برای هر کاربرد حرفهای مبتنی بر واقعیت — از هوش تجاری تا پژوهش آکادمیک — بر پایهٔ دقت و عمق تحلیلی آن بنا شده است. این بخش توانایی مدلها در پاسخدهی صحیح به سوالات واقعی و تفسیر اطلاعات زمینهای از تصاویر را ارزیابی میکند.

4.1 بررسی حقایق
مدلها با سه سؤال چندگزینهای مبتنی بر واقعیت آزمایش شدند تا میزان دقت دانش آنها سنجیده شود.
- تولید برق هستهای: هر چهار هوش مصنوعی بهدرستی تشخیص دادند که در سال ۲۰۲۱ نیروی هستهای تقریباً ۱۰٪ از تولید برق جهانی را بهعهده داشته است.
- درآمد ثروتمندترین ۱٪: پاسخهای مدلها بهطور گستردهای متفاوت بود. پاسخ صحیح تقریباً ۳۵٬۰۰۰ دلار در سال بود. کلود تنها مدلی بود که پاسخی نزدیک به این عدد ارائه داد (برآورد محدودهٔ ۳۴٬۰۰۰ تا ۶۰٬۰۰۰ دلار). سایر مدلها اختلاف معناداری نشان دادند.
- تعداد مرغهای کشته شده برای گوشت: پاسخ درست ۶۹ میلیارد بود. جیمنی و کلود دقیقترین پاسخها را دادند و هر دو عدد صحیح را ارائه کردند. محدودهٔ چتجیپیتی شامل عدد درست بود، در حالی که مقدار گروک کمی کمتر اعلام شد.
بر اساس این نتایج، کلود بهعنوان قویترین اجراکننده در دستهٔ بررسی حقایق ظاهر شد و در یک سؤال اقتصادی چالشبرانگیز دقت برتری نشان داد که رقبا در آن ناکام ماندند.
4.2 تحلیل زمینهای
این آزمون توانایی تحلیل اطلاعات تصویری و تفسیر زمینه از تصاویر را ارزیابی کرد.
- تحلیل عکس میز کار: هنگام نمایش عکسی از یک میز بههمریخته و درخواست شناسایی موانع بهرهوری، هر چهار مدل مسائل هستهای مشابهی را شناسایی کردند، مانند مزاحمت تلفن هوشمند و درهمریختگی کابلها که ایجاد نویز بصری میکند.
- چالش «والدو کجاست؟»: در آزمونی بسیار دشوارتر، از مدلها خواسته شد والدو را در یک تصویر پیچیده پیدا کنند. کلود تنها مدلی بود که بهدرستی والدو را مکانیابی کرد. چتجیپیتی، جیمنی و گروک همگی شکست خوردند و مکانهای نادرستی ارائه دادند.
این موفقیت قاطع در چالش «والدو کجاست؟» کلود را به برندهٔ روشن دور تحلیل بدل کرد و قابلیت برتر آن در تفسیر دقیق زمینهٔ بصری را نشان داد.
با تثبیت قوت کلود در تحلیل، ارزیابی اکنون به یک چالش پژوهشی جامع میپردازد که گردآوری اطلاعات و ترکیب دادهها را ترکیب میکند.
5.0 ارزیابی عملکرد: پژوهش عمیق و ترکیب دادهها
یک نیاز کلیدی برای کاربردهای حرفهای هوش مصنوعی توانایی انجام پژوهش عمیق است — نه تنها جمعآوری اطلاعات از منابع متعدد، بلکه ساختاربندی، ترکیب و ارائهٔ روشن آن برای تصمیمگیری. این آزمون نحوهٔ برخورد مدلها با یک کار مقایسهٔ محصول پیچیده را ارزیابی کرد.

از مدلها خواسته شد «آیفون ۱۷ پرو مکس» فرضی را در برابر «پیکسل ۱۰ پرو ایکسال» برای عکاسان مقایسه کنند و با استفاده از بررسیها و مشخصات در دسترس، یک حکم نهایی ارائه دهند.
هر مدل با روششناسی کمی متفاوت به این وظیفه پرداخت که تفاوتهای کلیدی در توانایی آنها برای ارائهٔ مؤثر دادههای پیچیده را آشکار ساخت.
- چتجیپیتی و گروک: تحلیلهای متنی سنتی از مشخصات دوربین ارائه دادند و آنها را در سناریوهای مختلف عکاسی مقایسه کردند.
- جیمنی و کلود: از جداول مارکداون برای ارائهٔ مقایسهٔ مستقیم و کنارهم مشخصات استفاده کردند. این قالب برای وضوح و خوانایی برتر ستایش شد و امکان درک «نگاه سریع» به دادهها را فراهم ساخت.
در حالی که انتخاب قالب اهمیت داشت، دقتِ حکمها و دادههای زیرساختی از اهمیت بالاتری برخوردار بود.
- حکمهای نهایی تقسیم شده بودند: چتجیپیتی و کلود آیفون را توصیه کردند، در حالی که جیمنی و گروک پیکسل را ترجیح دادند.
- با این حال، عملکرد کلود بهطور جدی توسط خطاهای بحرانی تضعیف شد. جدول مقایسهٔ آن اطلاعات فنی قابلتوجهی را کم داشت و مهمتر از همه، یک گشودگی (aperture) نادرست را برای لنز اصلی آیفون «تخیل» کرده بود.
این خطای بحرانی در دقت داده کلود را از رقابت در این دور محروم کرد. برای توانایی ارائهٔ اطلاعات در قالب جدول شفاف و در عین حال حفظ یکپارچگی دادهها، جیمنی بهعنوان برندهٔ دستهٔ پژوهش عمیق اعلام شد.
پس از این دستهٔ نهایی عملکرد، گزارش اکنون به خلاصهٔ نتیجهگیری و رتبهبندی نهایی میرسد.
رتبهبندی نهایی و نتیجهگیری
پس از ارزیابی جامع در نه دستهٔ عملکردی متمایز، یک سلسلهمراتب واضح از تواناییها پدیدار شد. این بخش یافتههای تجزیه و تحلیل پیشین را یکپارچه میکند تا رتبهبندی نهایی چهار مدل هوش مصنوعی را ارائه دهد و خلاصهای قاطع از نقاط قوت و ضعف هر یک فراهم آورد.
رتبهبندی نهایی مدلها، بر اساس عملکرد کلی آنها در این رقابت، بهشرح زیر است:
- مدال طلا: جیمنی
- مدال نقره: چتجیپیتی
- مدال برنز: گروک
- آخرین مکان: کلود
خلاصهٔ نتیجهگیری
- جیمنی: با کسب عنوان «قهرمان کلی»، پیروزی جیمنی بر پایهٔ عملکرد مداوم بالا در وظایف عملی و تجاری ساخته شد. این مدل در حل مسائل ریاضیاتی صحیح و پژوهش عمیق دقیق برجسته عمل کرد و همراه با نمایش برتر در تولید تصویر، آن را به مطمئنترین و متوازنترین هوش مصنوعی در این تحلیل تبدیل نمود.
- چتجیپیتی: بهعنوان نایب قهرمان، چتجیپیتی همچنان یک گزینهٔ بسیار توانمند و قابل اعتماد است. در مناظرههای مؤدبانه و منسجم برتری داشت و در حل مسائل عملی نیز برنامههای موفق و قابل قبولی ارائه داد و جایگاه خود را بهعنوان یک بازیگر همهکاره تثبیت کرد.
- گروک: گروک خود را بهعنوان ابزاری تخصصی با ویژگیهای منحصربهفرد معرفی کرد. این مدل دستهٔ معماهای اخلاقی را با ارائهٔ پاسخهای مستقیم که رقبا از آنها اجتناب کردند، برد و حالتهای مکالمهٔ متفاوت برای موارد استفادهٔ مختلف ارائه میدهد. با این حال، در حل مسائل عملی و دقت پژوهشی ضعفهایی نشان داد.
- کلود: کلود بهعنوان مدلی تحلیلی قدرت قابلتوجهی از خود نشان داد و در دورهای بررسی حقایق و تحلیل زمینهای با دقت برتر غالب شد. با این حال، شکست کامل آن در دستههای چندرسانهای که امتیاز صفر کسب کرد، کمبودی غیرقابل جبران ایجاد کرد که توانایی تحلیلیاش نتوانست جبران کند، و این وضعیت با یک «هلوسینیشن» دادهای بحرانی در وظیفهٔ پژوهش عمیق تشدید شد.
براساس این آزمون جامع، جیمنی بهعنوان مدل برتر شناخته میشود و ترکیبی متوازن و قدرتمند از ویژگیها را برای کاربردهای حرفهای و خلاقانه ارائه میدهد. صنعت هوش مصنوعی مولد همچنان بسیار پویاست و بهروزرسانیهای آتی هر یک از این مدلها میتواند بهطور قابلتوجهی چشمانداز رقابتی را تغییر دهد. با ادامهٔ تکامل این فناوریها، ارزیابیهای مداوم برای شناسایی بهترین ابزارها برای وظایف مختلف ضروری خواهد بود.
منبع: smarti
ارسال نظر