استراتژی سامسونگ برای سودآوری در کمبود جهانی حافظه

استراتژی سامسونگ برای سودآوری در کمبود جهانی حافظه

نظرات

9 دقیقه

سامسونگ از فرصت ناشی از تشدید کمبود جهانی حافظه استفاده می‌کند تا قیمت‌های محصولات HBM و DRAM خود را افزایش دهد؛ تقاضای ناشی از بارهای کاری هوش مصنوعی (AI) و نسل جدید مدل‌های GenAI از عرضه پیشی می‌گیرد.

چطور سامسونگ از فشار کمبود حافظه درآمدزایی می‌کند

گزارش‌های اخیر رسانه‌های کره‌ای و پست‌های شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سامسونگ برای محصولات HBM3E و همچنین DRAM استاندارد درخواست افزایش قیمت‌های قابل توجهی مطرح کرده است. اطلاعیه‌های اولیه حاکی از افزایش حدود 20٪ برای برخی قطعات HBM3E بودند، اما در مراحل بازنگری قراردادها شرکت — همراه با دیگر تأمین‌کنندگان — گفته می‌شود که در مورد ماژول‌های 12 لایه (12H) HBM3E حتی تا 50٪ حق‌الزحمه قیمتی می‌طلبند. به طور جداگانه، قیمت‌های DRAM نیز گزارش شده که در سه‌ماهه چهارم نزدیک به 50٪ افزایش یافته است زیرا بازار تنگ‌تر شده است.

این تغییر را دو عامل اصلی هدایت می‌کند. نخست، رشد سریع GenAI و نیاز بی‌سابقه شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی باعث جهش تقاضا برای حافظه با پهنای باند بالا (HBM) شده است؛ حافظه‌ای که توان و پهنای باند لازم برای مدل‌های بزرگ را فراهم می‌کند. دوم، حاشیه سود در محصولات HBM عموماً بالاتر از DRAM کالایی است، که تولیدکنندگان را ترغیب می‌کند تولید HBM را در اولویت قرار دهند. به عنوان مثال، شرکت‌هایی مانند Micron و SK Hynix به طور چشمگیری تمرکز خود را بر HBM افزایش دادند و در مقابل تولید DRAM را کاهش دادند که باعث تشدید کمبود در بازار DRAM شد.

این وضعیت نشان می‌دهد که بازار حافظه اکنون تحت تأثیر هم‌زمان تقاضای فناورانه (AI/GenAI)، تصمیمات استراتژیک تولید، و سیاست‌های قیمتی عمده تولیدکنندگان قرار دارد. بازیگران بزرگ بازار با استفاده از قدرت مذاکره و اولویت‌دهی به قراردادهای پرسودتر، شرایط عرضه را به سمت کسب درآمد بیشتر سوق می‌دهند.

چرا رویکرد سامسونگ برجسته است

برخلاف برخی رقبای خود، سامسونگ ظاهراً تولید DRAM را به اندازه قابل توجهی کاهش نداده و اثر فضا را حفظ کرده است. این رویکرد ترکیبی به سامسونگ امکان داده تا نه تنها از افزایش قیمت‌های HBM بهره‌برداری کند، بلکه از کاهش عرضه DRAM نیز سود ببرد. به عبارت دیگر، سامسونگ همزمان دو منبع درآمدی را در بخش حافظه فعال نگه داشته است: افزایش قیمت‌های HBM و استفاده از فشردگی عرضه در بازار DRAM برای بهبود حاشیه سود.

حفظ نسبی ظرفیت تولید DRAM می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد: تنوع محصولات برای مشتریان OEM، حفظ سهم بازار در محصولات حافظه کالایی، و مدیریت زنجیره تأمین برای جلوگیری از ریسک‌های بلندمدت ناشی از کنار گذاشتن مشتریان بزرگ. همچنین توجه داشته باشیم که سامسونگ در فناوری سلولی، بسته‌بندی (package) و تولید TSV/ interposer برای HBM3E سرمایه‌گذاری قابل توجهی کرده که امکان تولید ماژول‌های 12H را برای عرضه به بازارهای کلیدی فراهم می‌کند.

نتیجه این سیاست‌ها در گزارش‌های مالی سه‌ماهه اخیر دیده شده است: بخش حافظه سامسونگ در سه‌ماهه چهارم سال 2025 با سودهای رکوردی مواجه شده که تا حدی ناشی از افزایش قیمت محصولات HBM و DRAM است. با این حال این مزیت کوتاه‌مدت است و حفظ آن بستگی به تحرک رقبا، سرمایه‌گذاری‌های جدید در ظرفیت تولید و تغییرات تقاضای بازار دارد.

مفاهیم فنی و بازار که تصمیمات سامسونگ را شکل می‌دهند

فناوری HBM (حافظه با پهنای باند بالا) با معماری استک شده و اتصال از طریق TSV و interposer، پهنای باند بسیار بالاتری نسبت به DRAM معمولی فراهم می‌کند و برای شتاب‌دهنده‌های AI و پردازشگرهای گرافیکی نسل جدید حیاتی است. HBM3E نسل جدیدتری است که پهنای باند، تراکم و بازده انرژی بهتری نسبت به نسل‌های قبلی ارائه می‌دهد و به همین دلیل تقاضا برای HBM3E با رشد مدل‌های بزرگ و نیاز به حافظه با تأخیر پایین افزایش یافته است.

ماژول‌های 12-high (12H) به معنی پشته‌ای از دی‌رو‌ها (dies) هستند که ظرفیت کلی و پهنای باند را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهند، اما تولید آن‌ها پیچیدگی و هزینه بیشتری دارد. به همین دلیل تفاوت قیمتی میان ماژول‌های 12H و نمونه‌های ساده‌تر می‌تواند قابل توجه باشد و تولیدکنندگان می‌توانند برای این نوع ماژول‌ها پریمیوم قیمتی مطالبه کنند. در عین حال تولید DRAM روی فرایندهای نودهای مختلف، راندمان تولید، نرخ بازده (yield)، و مدیریت ابتدای مراحل (wafer starts) همه بر سطح عرضه و قیمت‌گذاری تأثیرگذارند.

تأثیر این وضعیت بر صنعت و خریداران

  • سازندگان تجهیزات اصلی (OEMها) و ارائه‌دهندگان خدمات ابری ممکن است با هزینه‌های بالاتر قطعات مواجه شوند که می‌تواند قیمت نهایی کارت‌های گرافیک (GPU)، شتاب‌دهنده‌ها و خدمات زیربنایی هوش مصنوعی را افزایش دهد. افزایش قیمت حافظه مستقیماً بر هزینه ساخت سرورها و شتاب‌دهنده‌ها اثر می‌گذارد.
  • بازنگری قراردادها به نقطه چانه‌زنی تبدیل می‌شود: مشتریان فعلی ممکن است برای تضمین تامین، مجبور شوند افزایش‌های قیمتی قابل توجهی را بپذیرند. بسیاری از قراردادها بین قیمت‌های ثابت سالیانه و معاملات نقطه‌ای (spot) در نوسان هستند که تاثیر زیادی بر ثبات هزینه‌ها دارد.
  • خریداران کوچکتر ممکن است در تأمین حجم مورد نیاز خود دچار مشکل شوند، زیرا تأمین‌کنندگان اغلب قراردادها و سفارش‌های پرسودتر یا مشتریان استراتژیک بزرگ را در اولویت قرار می‌دهند. این مسأله می‌تواند موانعی برای نوپایان حوزه هوش مصنوعی یا مراکز تحقیقاتی دانشگاهی ایجاد کند.

از نظر استراتژیک، برای بسیاری از سازمان‌ها مدیریت زنجیره تأمین (supply chain management) و تنوع‌بخشی به منابع تامین حافظه به یک اولویت کلیدی تبدیل شده است. سازمان‌ها ممکن است ترکیبی از قراردادهای بلندمدت، پیش‌خرید (pre-purchase)، و استفاده از بازارهای ثانویه را در نظر بگیرند تا ریسک نوسانات قیمت را کاهش دهند. علاوه بر این، طراحی کارآمدتر سیستم‌ها برای کاهش نیاز به HBM یا استفاده از معماری‌های حافظه ترکیبی (مثلاً ترکیب HBM و DRAM) می‌تواند به کنترل هزینه‌ها کمک کند.

نقاط حساس برای تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران

برای سازندگان حافظه، تصمیم بین افزایش ظرفیت HBM یا حفظ/افزایش تولید DRAM یک انتخاب راهبردی با پیامدهای بلندمدت است. HBM به‌دلیل حاشیه سود بالاتر و تقاضای AI جذاب است، اما سرمایه‌گذاری در تولید HBM پشته‌شده هزینه و پیچیدگی بیشتری می‌طلبد؛ از جمله نیاز به فناوری بسته‌بندی پیشرفته، افزایش سرمایه‌گذاری در R&D، و مدیریت قطعات بالاتر برای رسیدن به نرخ بازده قابل قبول.

از منظر سرمایه‌گذاری، شرکت‌هایی که سریعاً ظرفیت HBM خود را افزایش دهند ممکن است در کوتاه‌مدت از پریمیوم قیمتی بهره‌مند شوند، اما اگر ظرفیت بیش از حد افزایش یابد یا تقاضای GenAI کاهش پیدا کند، ممکن است قیمت‌ها به سرعت افت کنند. برعکس، شرکت‌هایی که ظرفیت DRAM را حفظ می‌کنند یا متنوع نگه می‌دارند، می‌توانند از افزایش قیمت DRAM بهره ببرند و در عین حال ریسک‌های تولید HBM را کاهش دهند.

مسئله دیگری که سرمایه‌گذاران باید در نظر داشته باشند، تأثیر زنجیره تأمین جهانی است: دسترسی به مواد اولیه، تجهیزات لیتوگرافی، و توانایی تولید در نودهای پیشرفته همگی می‌توانند نقاط گلوگاهی بسازند که سرعت افزایش ظرفیت را محدود کنند. سیاست‌های تجاری و محدودیت‌های صادراتی نیز می‌توانند بر جریان عرضه بین‌المللی تأثیر بگذارند.

مسیر احتمالی بازار در آینده

اگر تقاضای مرتبط با GenAI همچنان رشد کند، انتظار می‌رود که HBM همچنان محدود و پرهزینه باقی بماند. در این سناریو، تولیدکنندگان بزرگ حافظه که هم ظرفیت HBM قابل‌توجه و هم توانایی عرضه DRAM را دارند، می‌توانند مزیت کوتاه‌مدتی نسبت به رقبا کسب کنند. اما این برتری پایدار نیست: با سرمایه‌گذاری‌های جدید، توسعه فناوری‌های بسته‌بندی ارزان‌تر، و افزایش ظرفیت رقبا، تنگناها ممکن است کاهش یابد و قیمت‌ها تعدیل شوند.

علاوه بر این، نوآوری‌های فنی مانند بهبود راندمان انرژی در مدل‌های AI، بهینه‌سازی‌های نرم‌افزاری برای کاهش نیاز حافظه، یا ظهور معماری‌های جدید حافظه می‌توانند تقاضا برای HBM را تحت تأثیر قرار دهند. از دیدگاه تجاری، تنوع‌بخشی مشتریان سامسونگ و توافقات استراتژیک با شرکت‌های بزرگ ابری یا تولیدکنندگان GPU می‌تواند جایگاه بازار را تثبیت کند؛ در حالی که رقبا با سرمایه‌گذاری در کارخانه‌ها و خطوط تولید جدید تلاش خواهند کرد سهم بازار را به دست آورند.

برای خریداران و تصمیم‌گیرندگان مالی، پیام واضح است: قیمت‌های حافظه و حاشیه سود احتمالاً تا زمان تعدیل ظرفیت و تعادل عرضه و تقاضا در سطح‌های بالاتری باقی خواهند ماند، و برنامه‌ریزی خرید، بودجه‌بندی و مدیریت قرارداد باید منعطف و آماده نوسان باشد. این شامل بررسی گزینه‌های متنوع تامین، ایجاد قراردادهای محافظت‌شده در برابر نوسان قیمت، و طراحی معماری‌هایی با مصرف حافظه کمتر است.

در نهایت، بازار حافظه تحت تأثیر تعامل پیچیده‌ای از عوامل فنی، تجاری و استراتژیک است. سامسونگ با ترکیب نسبتاً بالای تولید DRAM و تمرکز جدی روی HBM، یک مزیت رقابتی کوتاه‌مدت به دست آورده است؛ اما مسیر بلندمدت به واکنش رقبا، سرمایه‌گذاری‌های جدید، و تغییرات در تقاضای AI بستگی دارد.

منبع: sammobile

ارسال نظر

نظرات

مطالب مرتبط