3 Minutes
تصور کنید از یک دستیار بخواهید سفر را رزرو کند، فیلمنامهای بنویسد، یک تصویر تبلیغاتی بسازد و سپس ایمیلهای پیگیری را مدیریت کند، همه در یک پنجره.
بر اساس گزارش تازه فایننشال تایمز، اوپنایآی قصد دارد چتجیپیتی را فراتر از پاسخهای مکالمهای توسعه دهد و به یک پلتفرم یکپارچه تبدیل کند، یک سوپر اپ که ابزارها، سرویسهای طرف سوم و عاملهای خودکاری را در خود جای میدهد که توان انجام وظایف چندمرحلهای را دارند. کمتر به آن بهعنوان یک چتبات فکر کنید و بیشتر بهعنوان مرکز عملیاتی برای کارهای روزمره دیجیتال.
بازطراحی تا حدی تکامل محصول و تا حدی تغییر موضع راهبردی است. اوپنایآی میخواهد چتجیپیتی مجموعهای از عاملهای هوشمند باشد که کار انجام میدهند، نه فقط به سوالات پاسخ میدهند. این یعنی خودکارسازی گردشکارهای پیچیده: رزرو سفر، مدیریت تقویمها، نوشتن و اجرای کد، یا تولید داراییهای خلاقانه، که اغلب با هماهنگی چندین سرویس در پسصحنه انجام میشود.
برای این منظور انتظار میرود رابطهای وب و موبایل با قابلیتهای جدید بهروزرسانی شوند. ابزارهای برنامهنویسی مبتنی بر کداکس عمیقتر در تجربه چتجیپیتی ادغام خواهند شد. تولید تصویر، سرویسهای ساختهشده توسط شرکا و یکپارچگیهای غنیتر شبیه افزونه در نقشه راه قرار دارند. گزارشها نشان میدهد شرکتهایی مانند کانوا و بوکینگداتکام در شکلگیری این اکوسیستم نقش خواهند داشت.

بخشی از ارقام پشت این حرکت کمک میکند فوریت موضوع را توضیح دهیم. گزارش شده است که کاربران فعال هفتگی کداکس از زمان راهاندازی بیش از ششبرابر شدهاند و از مرز پنج میلیون گذشتهاند. در عین حال، تقریباً دو میلیون مشتری سازمانی اوپنایآی در حال حاضر حدود ۴۰٪ از درآمد شرکت را تأمین میکنند، سهمی که ممکن است تا پایان سال به حدود ۵۰٪ افزایش یابد. این ارقام دلیلی قوی برای تجاریسازی چتجیپیتی بهعنوان یک پلتفرم فراهم میکنند.
همه چیز بهطور یکسان مورد توجه قرار نمیگیرد. منابع میگویند اوپنایآی برخی پروژههای مشتریمحور را کماهمیت کرده است، مثل یک ابزار نسبتاً جدید تولید ویدیو، تا منابع مهندسی را روی این چرخش گسترده به سمت پلتفرم متمرکز کند. این یک مبادله کلاسیک است: تقویت محصول اصلی یا پراکندن منابع بین پروژههای جانبی متعدد.
چرا این موضوع فراتر از امور مالی شرکت مهم است؟ زیرا یک سوپر اپ مبتنی بر هوش مصنوعی مولد و گردشکارهای عاملی میتواند انتظارات درباره بهرهوری فردی و خدمات دیجیتال را تغییر دهد. به جای باز کردن اپلیکیشنهای جداگانه برای انجام یک کار، ممکن است کاربران وظایف پیچیده را به یک عامل هوشمند بسپارند که سرویسها را هماهنگ میکند، کد مینویسد و با گذشت زمان ترجیحات را یاد میگیرد. در این صورت حریم خصوصی، ایمنی و قابلیت همکاری به مشکلات طراحی مرکزی تبدیل میشوند، نه امور فرعی.
سوالات عملی بیپاسخ باقی ماندهاند. اوپنایآی چگونه سرویسهای طرف سوم داخل چتجیپیتی را مدیریت خواهد کرد؟ چه محافظتهایی برای عاملهایی که به نمایندگی از کاربر عمل میکنند وجود خواهد داشت؟ و شرکت چگونه بین یک اکوسیستم باز و کنترلی که برای محدود کردن سوءاستفاده لازم است تعادل برقرار خواهد کرد؟
در حال حاضر اوپنایآی بر این باور است که آینده هوش مصنوعی کاربردی نه یک چتبات واحد، بلکه بازارچهای از دستیاران خودمختار است که درون یک پلتفرم قرار دارند.
اگر این ریسک به نتیجه برسد، فناوری روزمره کمتر شبیه جعبهابزار و بیشتر شبیه یک شریک توانمند خواهد شد و مرز بین اپلیکیشنها و دستیاران محو خواهد شد. آیا آمادهاید به یک هوش مصنوعی واگذار کنید که کارهای روزمرهتان را انجام دهد؟
Comments
No comments yet.
Leave a Comment