5 دقیقه
سم آلتمن سعی دارد یکی از داغترین ترسهای دنیای فناوری را آرام کند: اینکه هوش مصنوعی طوری ساخته میشود که کار انسان را پاک کند. در یک رشته پست در X، مدیرعامل اوپنایآی گفت هدف واقعی شرکت جایگزین کردن افراد با نمونههای دیجیتال نیست، بلکه ساخت ابزارهایی است که تواناییهای انسان را گسترش دهند.
گفتههای او عمدی بود. او گفت اوپنایآی میخواهد "تقویت و ارتقاء" انسانها را انجام دهد، نه ساختن سیستمهایی که قرار است جای آنها را بگیرند. این پیام در لحظهای حساس مطرح میشود، چون بازار کار با اخراجها در بخشهای فناوری، رسانه، بازی و جذب نیرو دچار تلاطم شده است و هوش مصنوعی روزبهروز بهعنوان بخشی از دلیل آن مطرح میشود.
این اضطراب دیگر انتزاعی نیست. در شرکت کینگ، استودیوی پشت بازی کندی کراش، گزارش شده کارکنانی که در توسعه ابزارهای داخلی هوش مصنوعی برای تسریع ساخت مرحلهها کمک کرده بودند، پس از آماده شدن سیستم اخراج شدند. سال گذشته Indeed و Glassdoor نیز حدود ۱۳۰۰ شغل را حذف کردند زیرا هوش مصنوعی در تطبیق نامزدها و جریانهای کاری استخدام توانمندتر شد. برای کارگرانی که شاهد این تغییرات هستند، وعدهها درباره "تقویت" ممکن است بسیار دور از واقعیت به نظر برسد.
دقیقاً به همین دلیل گفتههای آلتمن اهمیت دارد. او در برابر باور رو به رشد که هوش مصنوعی مشاغل کامل را یکی پس از دیگری بلعیده و چیزی باقی نمیگذارد، ایستادگی میکند. از نظر او، چنین دید بلندمدتی احتمالاً اشتباه است. استدلال او این است که فناوری همواره شکل کار را تغییر داده و مردم در نهایت به نقشهای جدید منتقل شدهاند، اغلب نقشهایی که پاداشدهی بیشتری نسبت به مشاغل رهاشده دارند.
او حتی فراتر رفت و تصویری از آیندهای ترسیم کرد که در آن رفاه کمتر به کار بیامان وابسته است. به گفته او، هوش مصنوعی پیشرفته میتواند به خلق جهانی کمک کند که در آن مردم آزادتر باشند انتخاب کنند چقدر سخت کار کنند و همچنان از سطح بالایی از کیفیت زندگی برخوردار باشند. این یک چشمانداز خوشبینانه است. شاید برای کسانی که قبلاً شاهد تاثیر اتوماسیون بر تیمهای خود بودهاند بیش از حد خوشبینانه باشد.
شکاف در رهبری صنعت هوش مصنوعی
اظهارنظرهای آلتمن همچنین در میانه یک برخورد فلسفی بلندمدت در صنعت هوش مصنوعی قرار میگیرد. داریو آمودئی، مدیرعامل Anthropic، خطی عمومی بسیار تیرهتر گرفته و بارها هشدار داده که هوش مصنوعی به زودی ممکن است بیشتر کدها را بنویسد و کارهای یقهسفید را بسیار سریعتر از آنچه بسیاری انتظار دارند بازآفرینی کند. جدول زمانی او صریح بوده: شش تا دوازده ماه برای اختلال عمده در توسعه نرمافزار.
این اختلاف فقط درباره پیامرسانی نیست. این بازتاب یک شکاف عمیقتر درباره این است که چگونه باید هوش مصنوعی ساخته شود، با چه سرعتی باید مستقر شود و مدیران اجرایی تا چه اندازه باید درباره پیامدها صادق باشند. آمودئی، پژوهشگر سابق اوپنایآی، حدود سال ۲۰۲۰ شرکت را ترک کرد و همراه با خواهر و چند همکار دیگر Anthropic را تأسیس کرد، پس از آنکه نسبت به جهتگیری اوپنایآی در زمینه ایمنی و تجاریسازی احساس نگرانی کرد.
روابط بین دو اردوگاه سالهاست تنشآلود بوده و حوادث اخیر آن را تشدید کرده است. پس از آنکه گزارش شد پنتاگون قراردادی با Anthropic را لغو کرد، اوپنایآی وارد عمل شد و فرصت را بهدست آورد. این نوع رقابت روزبهروز علنیتر شده و ناظران صنعت لحظه سرد دیگری را در جریان اجلاس هوش مصنوعی ۲۰۲۶ در هند مشاهده کردند، جایی که گفته میشود آلتمن و آمودئی از گرفتن دستها در عکس هماهنگی ساختگی با دیگر رهبران فناوری خودداری کردند.
آلتمن از سوی دیگر پیش از این هم هنگام بحث درباره ارزش کار مدرن اداری مورد انتقاد قرار گرفته بود. در اظهارات گذشته، او پیشنهاد کرده بود بسیاری از نقشهای یقهسفید که در حال حذف هستند «کار واقعی» به معنای همان مشاغل فیزیکی سخت مانند کشاورزی نیستند. واکنش به سرعت فوری بود. برای بسیاری شنوندگان، این صحبت کمتر شبیه دیدگاه تاریخی و بیشتر شبیه بیتفاوتی دره سیلیکون نسبت به معیشت میلیونها نفر به نظر رسید.
این چالشی است که اکنون هر شرکت هوش مصنوعی با آن روبروست، نه فقط اوپنایآی. عموم مردم همزمان دو داستان متضاد را میشنوند. یکی میگوید هوش مصنوعی یک کمکخلبان، موتور افزایش بهرهوری و ابزاری است که استعداد انسانی را قدرتمندتر میکند. دیگری میگوید نرمافزار آنقدر سریع در حال یادگیری است که خود به کارگر تبدیل میشود. هر دو داستان تا حدی حقیقت دارند و همین باعث میشود این لحظه بسیار نگرانکننده باشد.
آلتمن میخواهد مردم باور کنند هوش مصنوعی میتواند پتانسیل انسانی را بالا ببرد نه اینکه آن را هموار کند. مشکل این است که اخراجها واقعیاند، انگیزههای شرکتی واضح است و کارگران به اندازه کافی دیدهاند که بدانند کارایی اغلب با هزینه انسانی همراه است. تا زمانی که صنعت نتواند ثابت کند تقویت انسانی فرصتهای بیشتری نسبت به جابهجایی ایجاد میکند، تردید نه تنها منطقی بلکه اجتنابناپذیر خواهد ماند.
ارسال نظر